ویژه نامه عاشورا و شهدامقدمه :
دنيا مثل پلي است، هيچ آدم عاقلي روي پل خانه نمي سازد چون هر لحظه ممکن است سيلي آيد و آن را با خود ببرد ، زندگي سعادت بعد از پل است. امکانات دنيا اگر باعث سرعت دادن به اين حرکت باشند مفيد و گرنه ويراني پل را به همراه خواهند داشت .
اگر مقصد پرواز است قفس ويران بهتر ، پرستويي که مقصد را در کوچ مي بيند ، از ويراني لانه اش نمي حراسد. شهيد آويني
تعريف شهادت
شهادت زندگاني جاودانه يافتن است؛ اوج و عروج تعالي است. شهادت تكامل ايمان و نهايت خلوص قلبهاست. شهادت مردن تحميلي نيست، انتخاب آزادانه و آگاهانه است؛ خلوت عاشق و معشوق است. آنان كه در زندان تن اسيرند، از درك تفسير شهادت عاجزند. فقط شهيد ميتواند شهادت را درك كند. عالم پر از صدا است. صداي شهيد صدايي آسماني و خدايي است. صدايي جاودانه و جاري در متن زندگاني، صدايي كه در عرض و فرش ميپيچد و به اعماق زمين و زمان سفر ميكند (اسوه، 1384، ص8(
شهادت فنا شدن انسان براي نيل به سرچشمه نور و نزديک شدن به هستي مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زيباترين شکل است. شهادت مرگي از راه کشته شدن است، که شهيد آگاهانه و بخاطر هدف مقدس و به تعبير قرآن ((في سبيل الله)) انتخاب مي کند. يعني شهيد در راهي کشته مي شود که هر دو ارزش آگاهانه و في سبيل الله را داراست و چنين مرگي است که به تعبير پيامبر((ص)) شريفترين و بالاترين نوع مردن است (اَشرُفُ المُوًتِ قَتْلُ الشَّهادَهِ) و علي(ع) آن را گرامي ترين نوع مردن مي داند. (اَکْرُمُ المُوًتِ اَلْقُتْلُ) چرا شهيد را شهيد ميگويند؟ شهيد را از اين جهت شهيد ميگويند که به خاطر شهادتش در راه خدا، ملائکه کنار بدنش حضور به هم ميرسانند و او را مشاهده ميکنند. «لان ملائکه الرحمان نشهده» (جواهر الکلام، جلد4، ص 88- مجمع البحرين ماده شهد)
تفسير جمله ي( شهدا شمع محفل بشريتند): مثل شهيد مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن ، فاني شدن و پرتو افکندن است تا ديگران در اين پرتو که به بهاي نيستي او تمام شده بنشينند و اسايش بيابند و کارخويش را ادامه دهند. اري شهدا شمع محفل بشريتند: سوختند و محفل بشريت را روشن کردند. اگراين محفل تاريک مي ماند هيچ دستگاهي نمي توانست کار خود را آغاز کند يا ادامه بدهد(قيام وانقلاب مهدي-شهيد مطهري.ص66)
خون شهيد
خون شهيد هيچ گاه هدر نمي رود . خون شهيد به زمين نمي ريزد . خون شهيد هرقطره اش تبديل به صدها قطره و هزارها قطره بلکه به دريايي از خون تبديل مي گردد و در پيکر اجتماع وارد مي شود. لذا پيغمبر فرمود:هيچ قطره اي درمقياس حقيقت و در نزد خدا از قطره ي خوني که در راه خداريخته شود بهتر نيست(قيام وانقلاب مهدي.ص87)
خون شهيد براي هميشه در رگهاي اجتماع ميجوشد» (استاد شهيد مطهري)
جايگاه شهادت دراسلام
ثمره ي شهادت در پرتو ايات قران: و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيلالله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»:مبادا آنان که در راه خدا کشته شدند را مردگان بپنداري بلکه آنان زندگانند و نزد خداي خويش روزي داده مي شوند. (ال عمران، 169)
*«فرحين بما اتاهمالله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون»: آنان به فضل و رحمتي که خداوند نصيب آنها گردانيده شادمانند و بشارت مي دهند به آن مؤمنان که هنوز به آنها نپيوسته اند که از کشته شدن هيچ نترسند و غمي نخورند. (آل عمران، 170)
1- حيات شهيد پس از مرگ يک حيات واقعي است و اين حيات فردي از شهيد، غير از حيات اجتماعي
اوست و به اين حقيقت با جمله «احياء» تصريح شده است.
2- اين حيات توام با رزق و روزي است چنانکه ميفرمايند: «عند ربهم يرزقون»
3- اين حيات با فرح و شادي همراه است چنانکه ميفرمايند: «فرحين بما انا هم الله من فضله»
4-ارتباط شهيد با جهان ماده قطع نميشود و از آنچه در اين جهان ميگذرد آگاه است حتي از وضع آنهايي که هنوز در معرکه جنگ ميرزمند نيز مطلع ميباشد و به آنان پيام ميفرستند و ميگويند که ترس و غمي بر آنان نيست.
شهادت درپرتو روايات واحاديث : ائمه اطهار (ع) در دعاي روزهاي ماه مبارک رمضان فرموده اند که با خداي خود چنين مناجات کنيم: «ان تجعل اسمي في السعداء و روحي مع الشهداء و احساني في عليين» خدايا اسم مرا در زمرهي سعادتمندان قرار ده و روحم را با شهدا محشور کن و کارهاي نيکم را در ملاء اعلي قرار ده. به اين ترتيب شهادت يک مقام و منزلت خاصي است در نزد خدا که هر کس لياقت آن را نخواهد داشت و هر انسان موحد و خدا پرستي فيض شهادت نصبيش نخواهد شد زيرا شهادت مخصوص بعضي از اولياء است نه همهي اولياءالله. شهادت آنقدر والا و ارزشمند است که سيد عالميان حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: والذي نفسي بيده لوددت اني اقتل في سبيل الله،ثم احياءثم اقتل،ثم احياءثم اقتل،ثم احياءثم اقتل«قسم به آنکه جانم به دست اوست ، دوست دارم که در راه خدا نه يک بار و دو بار ، بلکه چندين بار کشته و زنده گردم و دوباره کشته شوم»
اهداف نهضت عاشورا
مقصود از «هدف» امام حسين(ع) در حادثه کربلا ، چيزي است که آن حضرت براي دست يافتن به آنها يا تحقق آنها هر چند در زمانهاي بعد ، دست به آن قيام زد و در اين راه، شهيد شد. فهرستي از اين اهداف مقدس به اين صورت است :
1) زنده کردن اسلام.2) آگاه ساختن مسلمانان و افشاي ماهيت واقعي امويان. 3) اهياي سنت نبوي و سيري علوي. 4) اصلاح جامعه و به حرکت درآوردن امت . 5) از بين بردن سلطه استبدادي بني اميه بر جهان اسلام. 6) آزاد سازي اراده امت از محکوميت سلطه و زور.7) حاکم ساختن حق و نيرو بخشيدن به حق پرستان. 8) تامين قسط و عدل اجتماعي و اجراي قانون شرع. 9) از بين بردن بدعتها و کجرويها. 10) تاسيس يک مکتب عالي تربيتي و شخصيت بخشيدن به جامعه.
اين اهداف، هم در انديشه و هم در اعمال سيد الشهدا جلوگر بود ، هم در ياران و سربازانش
از حسين اکتفا به نام حسين نبود در خور مقام حسين
بلکه بايد که خلق در يابند علت اصلي قيام حسين
کشته شد زير بار ظلم نرفت به به از قدرت تمام حسين
بهر احياي دين،شهادت يافت زند شد نام دين زنام حسين
فرهنگ عاشورا جواد محدثي ص 69
فرهنگ عاشورا
فرهنگ عاشورا همان زير بناى عقيدتى و فكرى است كه در امام حسين«ع»و شهداىكربلا و اسراى اهل بيت«ع»بود و سبب پيدايش آن حماسه و ماندگارى آن قيام شد.
مجموعه آن باورها و ارزشها و مفاهيم را مىتوان در عنوانهاى زير خلاصه كرد: مقابله باتحريف دين، مبارزه با ستم طاغوتها و جور حكومتها، عزت و شرافت انسان، ترجيح مرگ سرخ بر زندگى ذلت بار، پيروزى خون بر شمشير و شهادت بر فاجعه، شهادت طلبى وآمادگى براى مرگ، احياء فريضه امر به معروف و نهى از منكر و سنتهاى اسلامى، فتوت و جوانمردى حتى در برخورد با دشمن، نفى سازش با جور يا رضايت به ستم، اصلاح طلبىدر جامعه، عمل به تكليف به خاطر رضاى خدا، تكليف گرايى چه به صورت فتح يا كشتهشدن، جهاد و فداكارى همه جانبه، قربانى كردن خود در راه احياء دين، آميختن عرفان باحماسه و جهاد با گريه، قيام خالصانه براى خدا، نماز اول وقت، شجاعت و شهامت دربرابر دشمن، صبر و مقاومت در راه هدف تا مرز جان، ايثار، وفا، پيروزى گروه اندك ولىحق بر انبوه گروه باطل، هوادارى از امام حق و برائت و بيزارى از حكام جور، حفظ كرامت امت اسلامى، لبيك گويى به فرياد استغاثه مظلومان، فدا شدن انسانها در راه ارزشهاو....
پيوند عاشورا و شهداي دفاع مقدس
رويدادها در تاريخ، هر چه از زمان وقوع و ولادت خويش فاصله ميگيرند، كمرنگتر و بيفروغتر ميشوند و سرانجام به سايه روشني از يك خاطره يا حادثه در ذهنها بدل ميگردند، اما تنها، يك حادثه را ميشناسيم كه در روزي داغ و سرزميني كوچك و گمنام به نام« كربلا» رخ داد و امروز پس از قرنها و روزگاران دراز، دامن گستر ، تاثيرگذار و حركت آفرين به سمت فردايي درخشان تر راه ميسپارد. شور و شكوه و شرارهاي كه عاشورا آفريد، هنوز و همواره قلمرو قلب و ذهن انسانها را فتح ميكند .اين ويژگي، اين سخن پيامبر را به ياد ميآورد : اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارةً في قُلُوبِ المُؤمِنينَ لا تَبرُدُ اَبَداً1، از شهادت حسين ،آتشي در قلب مؤمنان افروخته شود كه هرگز سردي و خاموشي نمي پذيرد. كربلا، زنده، زاينده و فزاينده است، كربلا به روحها طراوت، زيبايي، سرزندگي و شيوه خوب زيستن ميآموزد . كربلا، اساسنامهي ايمان، فهرست همهي خوبيها و فرهنگنامهي قبيلهي معرفت و عشق است. هيچ كس نيست كه با كربلا انس و الفت بيابد و شكفتن و باليدن و جوشش و حيات را در خود احساس نكند. جامعهاي نيز كه با فرهنگ عاشورا پيوند و آشنايي بيابد، سرشار پويايي، زايايي و توانايي خواهد شد. به همين دليل است كه كربلا، بهترين پايگاه الهام براي حركت و خيزش و قيام است و آنان كه معرفت عاشورايي يافتهاند، انسانهايياند كه حريّت، عزّت، جوانمردي، پاكبازي ، اخوّت، صميميّت، عرفان، ايمان و شهادت، درون مايه زيستن و قانون زندگي و جهتگيريهاشان خواهد شد. انقلاب اسلامي ايران و درون مايهي آن نيز مُلهَم و متأثّر از فرهنگ عاشورا است. خون شهيدان انقلاب اسلامي در زلال كربلا ريشه دارد و انقلاب ما بارقه و شعاعي از آتش ستم سوزي است كه درسال 61 هجري درساحل فرات شعله كشيد.
امام خميني (قدس سرّه الشريف) در يكي از سخنرانيهاي خويش فرموده است:اگر سيدالشهدا نبود، اين نهضت {انقلاب اسلامي} هم پيش نميبرد، سيد الشهدا همه جا هست«كلّ ارضٍ كربلا» همهجا محضر سيدالشهدا است،
رهبر معظم انقلاب، حضرت آية الله خامنهاي نيز ميفرمايد: شما ببينيد اين نصف روز حادثه [كربلا]، چهقدر در تاريخ ما بركت كرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است... . اين در انقلاب و جنگ و گذشتهي تاريخ ما محسوس بوده است... .ما اگر نخواهيم هشت سال جنگ خودمان را با آن هشت – نه ساعت عاشوراي امام حسين (ع) مقايسه كنيم يا آن را خيلي درخشانتر بدانيم – كه واقعاً هم همين است، يعني من حادثهاي را در تاريخ نميشناسم كه با فداكاري آن نصف روز قابل مقايسه باشد، همه چيز كوچك تر از آن است – ليكن دفاع مقدس ما طرح يا نَمي از واقعه عظيم کربلاست. شباهت و همساني انقلاب عظيم عاشورا و انقلاب بزرگ اسلامي، اين همه ايثارها، شجاعتها، صبوريها و عظمتها را رقم زد و صحنههايي آفريد كه در آنها، شور و شعور و شوكت وشكوه عاشورايي را ميتوان يافت. رزمندگان ما كه در هشت سال دفاع مقدس حماسه آفريدند و امت بزرگ ما، كه صبورانه در مقابل سختيها ايستاند و رهبري كه ناشر همان فرهنگ و بر دوش دارندهي همان رايت بود، نشان داد كه عاشورا نه تنها حادثهي سال 61 هجري نيست، كه در هر زمان و مكان تكرار پذير است و به هر نسبت كه يك حادثه هويت فرهنگي عاشورا را بيابد، تأثير، دوام و عمق خواهد يافت. شايد بتوان گفت در طول قرنها مبارزه در تاريخ شيعه، هيچ انقلاب و حركتي همچون حركت انقلاب اسلامي و هيچ صحنههايي همچون صحنههاي دفاع مقدّس، شبيه انقلاب عاشورا و كربلاي حسيني نيست. هزاران آيت و نشانه در جبهههاي دفاع مقدّس، امروز را به ديروز عاشورا پيوند ميزند و بوي كربلا را به شامّهها ميرساند. درنگ و تأملي اندك در شعارها، وصيّت نامهها، عمليّاتها، نام عمليّاتها، شبهاي عمليّات، نامهها، مزار نوشتهها، سخنان رهبر و امام و مقتداي رزمندگان، خانوادهي شهيدان، خاطرات، تابلو نوشتهها و همهي مظاهر و جلوههاي جبههها، نشان ميدهد كه ميتوان پيوندي شگفت و قابل مطالعه ميان اين دو قطعهي تاريخي يافت.. منبع: پيوند دوفرهنگ عاشورا ودفاع مقدس، دكتر محمدرضا سنگري
در يك نگاه كلّي، برخي از وجوه مشترك دو فرهنگ عاشورا و دفاع مقّدس عبارتند از:
يك - هر دو براي دفاع از حريم ارزشها و حفظ اسلام و رضاي پروردگار روياروي دشمن ميايستند؛ دو- رهبر هر دو حركت، فرزندان پيامبرند. همان صلابت، پايداري، ذلت ناپذيري و روح ايثار كه در وجود مبارك اباعبدالله (ع) هست، در وجود امام خميني قدّس سره تجلي يافته است. سه- ياران امام خميني (قدس سره) همچون شهيدان كربلا، كانون عرفان و محبّت الهي و سرشار از شوق شهادت و فداكارياند؛ چهار- دشمن رويارو با هر دو جريان(عاشورا و دفاع مقدس)، در نهايتِ قساوت، پستي، و خودخواهي است؛ پنج- همان مظاهر روز و شب عاشورا در جبهههاي دفاع مقدّس ديده ميشود؛ زمزمههاي عاشقانه ، نماز، عبادت قرائت قرآن و آمادگي براي وصل و پيوند با محبوب؛ شش- پايداري و شكيبايي زنان امّت امام خميني و نقش روشنگري و صبوري آنان ، جلوهاي از صبوري و پيام رساني قافلهي اسيران كربلا است؛ هفت - هر دو جريان رسواگر ستم شدند و نقاب از چهرهي دروغ و تزوير و نفاق برافكندند؛ هشت- در هر دو جريان از شهيدان شيرخوار تا پيران سالخوارده ميتوان يافت؛ نه- صحنهها و موقعيتهايي همچون صحنههاي كربلا بارها در جبهههاي دفاع مقدّس اتفاق افتاد؛ مانند تشنگي، جداشدن سرها، اسارت... ده- جبهههاي هشت سال دفاع مقدّس جلوهگاه اخلاقي، فضايل و ارزشهاي الهي و سازندهترين و پر شكوهترين درسها بود؛ درسهايي كه رزمندگان در مكتب عاشورا آموخته بودند. معمولاً، در جبههها، همهي ارزشهاي اخلاقي، با كربلا تطبيق داده ميشد؛ يازده- پايان هشت سال دفاع مقدّس همچون پايان عاشورا، تمام شدن و توقّف راه نبود، بلكه پس از آن، ايماني كه محصول خلوص و فداكاري رزمندگان بود، هشياري، تحرّك و بيداريهاي بزرگي را رقم زد كه نه تنها تضمين سلامت جامعه، كه الهام بخش مبارزات در گوشه و كنار جهان شد .تأثير اين ايثار و خلوص را در رزمندگان لبنان نيز ميتوان يافت. دوازدهم- همچنان كه انقلاب عاشورا تضمين بقا و سلامت مكتب و اسلام نوپايي شد كه محصول 23 سال تلاش پيامبر(ص) و مجاهدت صحابهي بزرگ بود، مجاهدتهاي هشت سال دفاع مقدّس نيز تضمين بقا و سلامت انقلاب اسلامي شد.
تطابق الگوهاي عاشورا با دفاع مقدس
رزمنده گان همه چيز را با کربلا مي سنجيدند و درآيينه هاي کربلا، از کوچکترين آيينه، علي اصغر، تا زيباترين آيينه عاشورا، حسين(ع)، خود را مي يافتند.
سيماي پيراني که درجبهه مي جنگيدند، حبيب بن مظاهر را تداعي مي کرد. نوجوانان به قاسم تشبيه مي شدند، سرداران به ابولفضل و جوانان به علي اکبر، درنامه هايي که ازجبهه به خانواده هامي رسيد،به صبوري زينب توصيه مي شد. حتي کودکان شهيددر بمباران و حملات موشکي، به علي اصغر تشبيه مي شدند.آرزوي رزمندگان پاکبازي در راه حسين(ع) و دفاع ازآرمانهاي او بود.
شهدا و چهارده معصوم
سيد حسين علم الهدي و20نفر از دوستان دانشجويش در هويزه در مقابل لشكريان عراقي با تجهيزات كامل از جمله تانك هاي زرهي و...مانند هفتاد تن ازياران با وفاي امام حسين (ع) در مقابل لشكريان يزيد لعنه الله عليه با شهامت و شجاعت ايستادند و بعد از سه روز محاصره و قطع شدن كامل پشتيباني تاآخرين نفس عاشقانه و به ياد امام مظلوم و عطشانشان اقا اباعبدالله الحسين با لبان تشنه به فيض عظيم شهادت نائل امدند. بعد از ظهر عاشورا بعد از شهادت اقا اباعبدالله الحسين(ع) كه در گودال قتلگاه و جلوتر از ياران با وفايش مظلومانه شهيد شدند، يزيديان با سم اسبان بر پيكر مبارك شهدا در كمال گستاخي و بي رحمي تاختند ، كربلايي چون هويزه شاهد جان فشاني دوباره اي كه الگو گرفته از مولايشان اقا اباعبدالله الحسين(ع) و بزرگ شده ي اين مكتب بود ،بعداز شكست محاصره و به خون كشيدن دانشجويان ، سيدحسين علم الهدي اخرين نيروي مهماتي كه دوآرپي جي بود برداشته و با قلبي آرام و مطمئن براي وصال محبوبش شتافت. صداميان (يزيديان امروز) با بي رحمي تمام جنازه هاي مطهر شهدا راجمع اوري كرده و در ستوني قرار دادند و با تانك هايي كه بيش از صد تن وزن داشتند بر پيكر مباركشان راندند وآنها را له كردند. به قول همرزم شهيدي كه نيمه جان بر روي تانك بسته شده بود:(من صداي خرد شدن استخوان هاي حسين و يارانش راهنگام گذشتن تانكها از روي پيكرشان شنيدم) طوري تانكها بر روي او و يارانش رانده شده بود كه آرپي جي اش پرس شده بود و جسدشان پودر و استخواني هم باقي نمانده بود، بجز آن قرانش كه هميشه مونس سيدعلم الهدي بود.
راههاي حفظ و انتقال فرهنگ ايثار و شهادت به نسل آينده
دوران هشت سالهي دفاع مقدس به فرمودهي مقام معظم رهبري «اوج افتخارات ملت ايران است». لذا براي حفظ و انتقال ارزشهاي دفاع مقدس و فرهنگ ايثار و شهادت به نسل آينده بايستي اين فرهنگ با جديت در برنامهريزي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كشور مدنظر قرار گيرد. به فرموده مقام معظم رهبري «اگر بخواهيم انقلاب و كشور بيمه باشد، بايد اين شور و شوق، اين حركت عمومي و بسيج ملت را روز به روز تقويت كنيم.
براي تبيين نقش و جايگاه فرهنگ ايثار و شهادت كه در جنگ متبلور شد، بيش از هر چيز نيازمند بررسي درست دستاوردهاي هشت سال دفاع مقدس هستيم. در اين ارتباط، حركت جدي تحقيقاتي و علمي پيرامون موضوع ضروري به نظر ميرسد گرچه عليرغم گذشت چند سال از پايان جنگ، اين حركت كند بوده است، اما به هر حال فرهنگ ايثار و شهادت بايد به عنوان ميراثي گران سنگ در ذهن ملت ايران باقيمانده و از آفت تحريف مصون بماند زيرا نشر ارزشهاي معنوي و اخلاقي با شميم عطر خون شهيدان تأثير به سزايي در اخلاق جوانان داشته و اميد و انگيزه براي مبارزه با استكبار جهاني و همچنين ترويج فرهنگ عاشورايي را به همراه دارد.
هرچند ورود به عرصه دفاع مقدس، يعني ورود به عالم قدسياني كه جز با طهارت نميتوان در محضر آنان وارد شد، چرا كه آنان شاهدند و ما مشهود.
دفاع در قانون طبيعت يكي از اصول استوار بقاء و حفظ شرافت انسانهاست. در ميان تمام دفاعياتي كه توسط انسان در برابر هجمههاي گوناگون صورت ميگيرد، مقدسترين و با ارزشترين آنها دفاع از عقيده است و بدون شك دوران هشت سالة جنگ تحميلي عراق عليه ايران از افتخارات بزرگ و بينظير ايران اسلامي است. و برهمين اساس است كه مقام معظم رهبري فرمودهاند: «دوران دفاع مقدس، اوج افتخارات ملت ايران است.»
لذا براي حفظ و انتقال ارزشهاي دفاع مقدس بايستي اين فرهنگ با جديت در برنامهريزي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كشور تثبيت گردد. در حقيقت بزرگداشت شهيدان از يك سو تعظيم صبر و صلابت و تكريم فخر و شرافت است و از سويي تعميم شور و حماسه و تحصيل نور هدايت و تكريم و تجليل. گراميداشت شهداي انقلاب شكوهمند اسلامي و شهداي دفاع مقدس پژواك شمشيرهايي است كه در عرصه هاي چهارده قرن مصاف اسلام با كفر طنين افكنده است. برقي كه از شمشير رزم آوران اسلام در بدر و حنين درخشيد و در صفين و نهروان چشم فتنه را كور كرد و در كربلا كاخ ستم را سوزاند، سفير رعدش در فضاي ملكوتي بهمن ماه 1357 و هشت سال حماسه دفاع بر نفير كفر و نفاق فرود آمد و پيام شورانگيز «نصر من الله و فتحٌ قريب» را به جهان وجهانيان اعلام كرد.وقتي سنگيني بار امانت، بر دوش تك تك ماست و پرچم نينوايي شهدا بر شانههاي ما در اهتراز، مباد آن لحظه كه پايمان بلرزد و دست هامان سست شود. فرهنگ شهيد، راه شهيد و هدف شهيد مقدس است و جاده حركت او، حلقه اتصال به آخرين چراغ عالم امكان است (همان، ص9)
نام:قاسمعلي
نام خانوادگي:بيگدلي
نام پدر:ابوالفضل
ت.ت:1337
ت.ش:1362/12/17
محل شهادت:عمليات خيبر ، جزيره ي مجنون عراق
نام:سيد مشهود
نام خانوادگي:سيدلو
نام پدر:سيدعلي اكبر
ت.ت:1353
ت.ش:1365/10/20
محل شهادت:كربلاي 5-شلمچه
خاطره ي از جنازه شهيد از زبان برادر شهيد سيد مشهود سيدلو
پدرم مي گفتند:وقتي بالاي سر شهيد رسيدم احساس كردم كه يك سيد بزرگواري بالاي سر شهيد ايستاده اند خواستم صورت شهيد را نگاه كرده و ببوسم ولي از ان سيد خجالت كشيدم وبلند شده وايستادم ونتوانستم صورت شهيدرانگاه كنم
نام:علي
نام خانوادگي:افشاري
نام پدر:محرمعلي
ت.ت:1347
ت.ش:1365/10/20
محل شهادت:كربلاي 5-شلمچه
نام:برجعلي
نام خانوادگي:بيگدلو
نام پدر:حسين
ت.ت:1348
ت.مفقوديت:1363/12/24
محل شهادت:عمليات بدر
فرازي از وصيتنامه شهيد برجعلي بيگدلو
به نام الله حرمت خون شهيدان به نام ايزد منان ،هستي بخش جهان ، درهم كوبنده ي ظالمان و ستمگران ولاتحسبن الذين قتلوفي سبيل الله امواتا بل احياءعندربهم يرزقون(قران كريم)
مپنداريد انانكه در راه خداكشته مي شوند مردگانند بلكه انان زنده اند ودر نزد خداوند روزي مي خورند
بعنوان يك مسلمان به خودم وظيفه دانستم كه امر جهاد يك واجب است كه به تك تك مسلمانان واجب است:باآگاهي كامل خودم به نداي رهبرم حضرت امام خميني لبيك گفتم كه نداي او همان نداي امام حسين و امام زمان(ع) است بنده اولا به اين هدف به جبهه حق عليه باطل حركت نمودم كه اسلام عزيزهميشه پيروز و قران كريم زنده بماند،
وصيت نامه ي اينجانب=برجعلي بيگدلو مورخه 1363/12/14
نام:ابوالقاسم
نام خانوادگي:بهرامي
نام پدر:حسين
ت.ت:1348
ت.ش:1365/10/29
محل شهادت:شلمچه
نام:رحمت الله
نام خانوادگي:جوزي
نام پدر:شمسعلي
ت.ت:1346
ت.ش:1365/12/29
محل شهادت:منطقه ي شط علي
نام:صفت الله
نام خانوادگي:خدابنده لو
نام پدر:سعدالله
تاريخ تولد:1343
تاريخ شهادت:1364/11/24
محل شهادت:عمليات والفجر 8(فاو)
فرازي ازوصيت نامه ي شهيد صفت الله
«اطيعوالله واطيعوالرسول واولي الامرمنكم»به نام درهم كوبنده ي ستمگران،وبادرودفراوان به رهبركبيرانقلاب اسلامي ايران الامام خميني و بادرود فراوان به شما رزمندگان. ما رزمندگان مثل كوه در برابر دشمنان ايستاده ايم و اصلا باك نداريم و از خداي خودمان طلب ياري مي خواهيم و درود فراوان و سلام بي كران به تمام شهيدان اسلام كه خون پاكشان اسلام و قران را ابياري نموده اند،
نام:علي
نام خانوادگي:غريبي
نام پدر:محمدعلي
ت.ت:1342
ت.ش:1363/6
محل شهادت:اهواز
نامه ي شهيد علي غريبي به مادر بزرگوارش
به استحضار مادر ارجمندم: از دور، دست پرمهر و محبت تو را مي بوسم. به خدا هر وقت به ياد تو مي افتم سالها به عقب مي روم و در پيشگاه با عظمت تو خود رابي اندازه حقير و كوچك مي بينم ،مادر من خوب مي دانم كه هميشه برايت درد و رنج بوده ام تو همه وقت نگران حال و اينده ي من بوده اي به خدا من از تو شرمنده ام وهميشه تو را به خاطر دارم و در زندگي تنها الهام بخش من تويي مادر عزيزم و پدر مهربانم مرا ببخشيد و حقتان را برمن حلال نمايييد.ارادتمند شما غريبي 1363/7/9
نام:عين الله
نام خانوادگي:شعباني
نام پدر:لطف الله
ت.ت:1351
تاريخ پيداشدن:1375/8/4
محل شهادت:شلمچه
نام:محمد
نام خانوادگي:خدابنده لو
نام پدر:منصور
ت.ت:1340
ت.ش:1362/12/3
محل شهادت:عراق
نام :محمدحسين
نام خانوادگي:بيگدلي
نام پدر:محمدعلي
ت.ت:1340
ت.ش:1364/11/24
محل شهادت:والفجر8(فاو)
فرازي ازوصيت نامه شهيد محمدحسين بيگدلي
به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان، باسلام و درود به روان پاك شهيدان صدراسلام ازكربلاي حسين تا كربلاي خميني، اينجانب من خدا را شكر مي كنم كه به من توفيق عطا فرمود تا در راهش قدم بردارم بجنگم و دشمن رابه خواري و ذلت بكشانيم اري اين راهي كه ما مي رويم راهيست كه اباعبدالله الحسين درروزعاشورا رفته است امااي پدر و اي مادر مهربانم اگر لطف خدا شامل حال بنده گرديد و در اين راه شهيدشدم از شما مي خواهم پيرو خط امام باشيد تا چنديكه ريشه ي ظالمان را از روي زمين قطع نكرده ايد به مبارزه تان ادامه دهيداين پرچمي كه بردوش خميني است ان رابه صاحب اصليش يعني به دست اقاامام زمان(عج)بدهيد باز پسرم مهدي جان به شما توصيه مي كنم كه امام راتنها نگذاريد و به نداي امام لبيك بگوييد، محمدحسين بيگدلي 1364/11/12
نام:محمدعلي
نام خانوادگي:خدابنده لو
نام پدر:نادعلي
ت.ت:1346
ت.ش:1366/12/24
محل شهادت:انديمشك
نام:مسلم
نام خانوادگي:خدابنده لو
نام پدر:هاشم
ت.ت:1341
ت.ش:1362/12/18
محل شهادت:خيبر-جزيره ي مجنون
نام:ذبيح الله
نام خانوادگي:ولمزياري
نام پدر:عبدالله
ت.ت:1344
ت.ش:1365/1/26
محل شهادت:منطقه ي زبيدات عراق
نام:ابراهيم
نام خانوادگي:بيگدلي
نام پدر:علي
ت.ت:1344
ت.ش:1365/12/24
محل شهادت:فاو
کانون فرهنگی هنری منتظران ظهور
+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 16:34  توسط 14
|