مقدمه
گفتم كه روي خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابي ور نه رخم عيان است
اوخواهد آمد با پرچم سبزعدالت تا طعم واقعي ايمان رابه كام انسان بچشاند
آقاي من، اين باركه برايت مي نويسم ماه شعبان است ومن صبورانه در زيرسايه تو نشسته ام تا لحظه اي فرا رسد و تو را ببينم وحضور وفادار تو خانۀ رنج ديده ي دل مرا تطهير كند.مهدي جان اي كاش مي شد همه چيز را برايت بگويم، از شبهاي تاربدون تو از روياهاي حسرتم كه درقاب تاريكي به تصوير كشيده ام، از جمعه هاي بدون تو، از آه هاي درندبه ازحسرت و اندوه هاي جمعه ،كاش
مي توانستم...
ميلاد نور:
اولين اشعه هاي طلايي روز ، چون تيري طلايي سينه سياه افق را شكافت ، صداي مؤذن اوج گرفت و در همه جا طنين انداخت . الله اكبر، الله اكبر، دروازه سحر بازشد ، صبحي خجسته ، روزي مبارك ، روزي كه با تمام روزها متفاوت بود. هنوز نداي عظمت خداوند گوش جان را نوازش مي داد كه در يكي از خانه هاي سامّراء تولد شگفت انگيز ترين انسان ، منجي عالم بشريت ، اميد خلايق، منتقم خاندان رسالت، محيي دين رسول الله (ص) حضرت حجة بن الحسن العسگري (عج)، درسپيده دم 15 شعبان سال 255 هجري قمري مطلع نوري عالم تاب شد (كمال الدين،ج 2، ص424 ).
غيبت:
معمولا در كتاب هاى مربوط به امام زمان (ع) زندگى حضرت را به سه دوره تقسيم مى كنند:
1 ـ كودكى 2 ـ غيبت صغرى 3 ـ غيبت كبرى
غيبت صغرى از سال 260 تا 329 هجرى قمرى ادامه داشته و چون اين دوره كوتاه است، به آن غيبت صغرى گفته مى شود.
مهمترين ويژگي دورۀ غيبت صغري آن است كه مردم از طريق نايبان خاصّ كه چهارتن هستند با امام مهدي(ع) درارتباط بودند و به وسيله آنها پيام هاي آن حضرت را دريافت مي كردند و پاسخ سؤالات خود را مي گرفتند.گاهي نيز به واسطه نايبان امام، توفيق شرفيابي به حضور امام خويش را مييابند.
غيبت كبرى از سال 329 هجرى قمرى آغاز شده و تا ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت، و به جهت طولانى بودن مدت آن به غيبت كبرى معروف شده است.
حضرت مهدى (ع) در اين دوره نايب خاصى تعيين نكرده، بلكه فقهاى جامع الشرايط را به عنوان نواب عام خود تعيين نموده اند تا به نيازهاى شرعى، اعتقادى و اجتماعى مردم در چارچوب احكام شرعى پاسخ هاى لازم را تهيه و ارائه نمايند.
در اين زمينه در توقيعى كه از ناحيه ى آن حضرت صادر شده است مى خوانيم:
« وامّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجة الله »
بحارالانوار، ج 53، ص 181.
« در رخدادها و پيش آمدهايى كه در آينده روى خواهد داد به راويان احاديث (فقهاى جامع الشرايط ) ما رجوع كنيد، زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدايم ».
فلسفه غيبت
به راستي چرا امام وحجت خدا در پس پرده غيبت قرار گرفته است وكدام علت سبب گرديده تا مردم از بركات ظهور اومحروم گردند؟
تأديب مرد م
وقتي امّت نسبت به پيامبر و امام قدر نشناسند و وظايف خود را در برابر او انجام ندهند بلكه اوامر او را نافرماني كنند ، رواست كه خداوند، پيشواي ايشان را از آنها جدا كند تا به خود آيند و در روزگار غيبت او، ارزش وبركت او را دريابند و در اين صورت، غيبت امام به مصلحت امّت است گر چه آنها ندانند و درك نكنند.
از امام محمد باقر(ع) روايت شده است: «وقتي خداوند همراهي وهمنشيني ما را براي قومي خوش ندارد ما را از ميان آنها برگيرد»
آزمايش مردم
امتحان كردن مردم يكي از سنتّهاي خداوند است. او بندگان خود را به اسباب گوناگون مي آزمايد تا ميزان استواريشان در مسير حق روشن شود. البّته نتيجه امتحان براي خداوند معلوم است ولي دركورۀ آزمايشها اين بندگان هستند كه ساخته مي شوند و به جوهر وجود خود پي مي برند.
حفظ جان امام
يكي از عواملي كه سبب كناره گيري پيامبران از قوم خود مي شد، حفظ جان خويش بود. آنها براي اينكه بتواند درفرصتي ديگر رسالت خود را به انجام رسانند در شرايطي كه مورد تهديد قرار مي گرفتند مخفي مي شدند همانگونه كه پيامبر اسلام(ع) از مكه بيرون رفت و در غار پنهان شد. البّته همه اينها به دستور و ارادۀ خداوند است.
آقا امام زمان(عج)ازديدگاه قران وروايات:
قال الله الحكيم في كتابه الكريم ، فََانْتَظِرُوا اِنِّي مَعَكُمْ مِنَ المُنْتَظِريِِنََ (سوره يونس آيه20)
« پس چشم به راه باشيد كه من هم با شما ، از منتظرانم »
حضرت علي(ع) مي فرمايند: منتظر فرج باشيد و از رحمت خدا نا اميد نگرديد به راستي كه
محبوب ترين كارها نزد خداوند بزرگ ، انتظار فرج است (بحار الانوار ص123)
انتظار:
حقيقت انتظار آن است كه انسان منتظر وچشم به راه، خود ومحيطش رابراي آمدن منتظر و منجي موعود اماده كند. اين آمادگي بسته به فرد مورد انتظار، معنا وارزش مي يابد. براي مثال كسي كه انتظار زائر بيت الله را مي كشد و مسافر او از سفر مكه مي آيد. طبعا معناي انتظار ، براي او اين است كه خانه را مرتب كند و وسايل پذيرايي را فراهم سازد و...، منتظر امام زمان(ع) نيز به كسي گفته مي شودكه خود را براي آمدن چنين بزرگ مردي آماده كند...
وظايف منتظران
1-كسب معرفت نسبت به جايگاه ائمه و امام زمان(ع) : مهم ترين وظيفه ى يك فرد منتظر، تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (ع) است؛ چرا كه انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظيفه ى خود را در رابطه ى با او تشخيص دهد.
شيعه وسني ازپيامبراسلام(ص)نقل كرده اندكه:
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية«. «هركس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است« (بحارالانوار ج51،ح7،ص160،) منظور ازشناخت امام زمان(ع) تنها شناخت شناسنامه اي وتاريخي آن حضرت نيست كه انسان بداند نامش چيست و فرزند كيست، در چه عصري زندگي مي كرده و...، بلكه مراد شناخت امامت ، اعتقاد به ولايت ومعرفت به شخصيت امام است وافزون برآن، اطاعت نيز لازم است. وگرنه حاكمان برخاسته ازسقيفه ، طاغوت شام ، فاجعه آفرينان انسانيت كش كربلا ، هارون الرشيد ، مامون و... بيش از هركس ديگري امامان عصرخويش را مي شناختند.
2- تهذيب نفس و كسب فضايل اخلاقى (خود سازى فردى)
ـ تلاش براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف كردن مفاسد اجتماعى ازطريق امربه معروف ونهى ازمنكر و اهتمام براى تربيت نسل مهذب وكارا و خلاصه آماده سازى زمينه براى ظهورامام زمان(ع) يكى ازوظايف منتظرواقعى است ، چون تا زمينه ى ظهورفراهم نگردد امكان ظهور امام زمان(ع) ميسرنخواهد شد.
3ـ كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى ونظامى واقتصادي براى يارى امام زمان (ع): چرا كه آن حضرت پس از قيام به يارانى نياز دارند كه حداقل در يكى از عرصه ها بتواند مفيد واقع گردد.
4ـ اطاعت و پيروى از نايبان امام زمان (ع): همان طور كه مى دانيم در زمان غيبت امام زمان (ع) مردم موظفند در تمام كارها و حوادث ، به توصيه ى ائمه ى اطهار(ع) بويژه امام زمان (ع) به فقهاى جامع الشرايط ـ كه نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه كنند و به احكامى كه آن ها طبق موازين شرعى صادر مى كنند، عمل نمايند.
5ـ دعا براى سلامتى امام زمان (ع) و تعجيل فرج ايشان: منتظر واقعى در هر صبح و شام با خلوص نيت از پيشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور امام زمان (ع) را درخواست مى نمايد.
توسل به امام زمان(ع)و زيارت آن حضرت، با زيارت ها و دعاهاي در كتب ادعيه ، مانند مفاتيح الجنان و مكيال المكارم.
6-آغاز كردن هر روز با سلام به پيشگاه آن حضرت
7-صدقه دادن وقرباني كردن براي سلامتي وجود مقدس آن حضرت
8-احترام كردن و قيام كردن به هنگام شنيدن نام هاي آن حضرت ، به ويژه نام مبارك (قائم )
شرايط ظهور
براي انقلاب جهاني و بزرگ امام مهدي(عج) مانند هر انقلاب ديگر، چهار شرط لازم است:
الف.قانون جامع:
يك انقلاب براي در هم شكستن وضع موجود و برقراري وضع مطلوب، به دوبرنامه نياز دارد:
1.برنامه برای نابودي وضع موجود 2.قانون مناسب براي حركت جامعه به طرف وضعيت مطلوب ورسيدن به حالت آرماني.
قيام جهاني حضرت مهدي (عج) نيز اين شرط را لازم دارد برنامه حركت، درقسمت اول ، براساس روايات ، حركت مسلحانه است تا نابودي كامل شرك وكفر، به عبارت دقيق تر، حضرت هنگام ظهور ابتدا مردم را دعوت به دين و امامت ميكند واگر كسي مخالفت كرد وخواست به راه شرك ادامه دهد ، حضرت با وي مقابله ميكند. اين روش برگرفته از قران است: (وقاتلوهم حتي لا تكون فتنتة ويكون الدين لله ،بقره193)
ب.رهبري: شرط ديگر براي پيدايش يك انقلاب، وجود رهبر و پيشوايي آگاه وتوانمند و دلسوز است تا با آشناي كامل از اهداف وبرنامه ها و زمينه ها وموانع، با مديريتي صحيح وقاطع، حركت انقلاب را رهبري كند و تا آخرين نفس ادامه دهد. انقلاب عظيم امام مهدي(ع) نيز داراي اين شرط است. رهبر اين انقلاب، بزرگ مردي از سلسله امامت است كه در دامان امام پرورش يافته و وارث علوم پيامبر و آگاه به قران ومعارف دين است. پيامبرفرمود:مهدي اين امت ازماست ، كسي كه زمين را از قسط وعدل پرميكند همان گونه كه از ظلم وجور پرشده است (كما ل الدين ج1،ب24،ح10)
ج. ياران: شرط ديگر يك انقلاب ، وجود ياراني فداكار است كه با آشنايي نسبت به برنامه ها واهداف واعتقاد به آنها ، تا آخرين لحظه ، از رهبر و انقلاب دست برندارند و اماده ي هرگونه فداكاري باشند. قيام جهاني امام مهدي(عج)نيزنياز به ياراني دارد كه ضمن آشنايي واعتقاد به امام ودين تا آخرين لحظه فداكاري كنند. زنان نيز همانند مردان ازياران حضرت مهدي (ع) مي باشند. اين مطلب مورد تاييد عقل ودين است ، چرا كه زنان بخش بزرگي از جامعه انساني را تشكيل مي دهند وطبيعي است كه احكام و دستورات اجتماعي اسلام شامل آنان مي شود ، همچنين در روايتي از امام باقر (ع) نقل شده است : قسم به خدا ، سيصد وسيزده نفر كه در بين آنان پنجاه زن است ، در مكه اجتماع مي كنند. (بحار الانوار، ج52، ص223، ح87)
البته بايد دانست كه ياوري فقط به جنگيدن وسلاح برداشتن نيست ، بلكه يار واقعي ، كسي است كه باهمه وجود ، در خدمت امام واهداف او باشد و آنچه را كه حضرت از او مي خواهد، انجام دهد. در زمان غيبت وانتظار، به وظيفه يك منتظرواقعي عمل كند ودرزمان ظهور، مطيع وگوش به فرمان او باشد.
د. آمادگي وپذيرش عمومي: يكي ديگر از شرايط يك انقلاب و تحقق آن ، پذيرش مردمي است. اگر مردم آن را نخواهند، حتما به سرانجام نمي رسد. نمونه ي آن، قيام خونين كربلا است كه مردم نخواستند و به شهادت امام حسين(ع) منتهي شد. (البته وظيفه ي امام حسين (ع) بر اساس دستورخدا ، حركت و قيام بود).
انقلاب امام مهدي(عج)نيزاين شرط را لازم دارد. مردم بايد به حدي از رشد و آگاهي رسيده باشند كه پذيراي، حركت اصلاحي و قيام بزرگ منجي عالم بشريت باشند.
ازميان چهار شرط يادشده دوشرط فراهم است و آن ، طرح و برنامه و وجود رهبراست، اما آيا شرط سوم وچهارم فراهم شده است؟ آيا ياران فداكاري كه معرفت مناسبي داشته باشند، به مقدار كافي فراهم است؟ آيا مردم آمادگي پذيرش انقلاب او را پيدا كرده اند؟
ظهور،ناگهاني است
امرظهور پديده اي است كه در بستر حركت جامعه انساني رخ داده و روند تحقق آن، ارتباط تام با تحولات جامعه وسير اراده و خواست انسان ها دارد. امرظهور چنان با حوادث و رويدادهاي جامعه عجين است كه گويا وضعيت جامعه آماده تحقق و دگرگوني و پيدايش يك امر جديد است. پس بايد هميشه منتظر ظهور بود شايد جامعه درمتن خود آبستن رويدادهايي باشدكه ظهور نهايي را رقم مي زند. از اين رو در روايات داريم هرصبح و هر شب منتظر ظهور باشيد، زيرا ظهور ناگهاني است. يعني شايد يك مرتبه اراده كردكه همين هفته امام زمان(ع) بيايد وظهورنمايد. هيچ مشكلي و مانعي براي اين اراده وجود ندارد! پس بايد براي ظهور ايشان، لحظه شماري كرد. واگر انسان چنين حالتي پيدا كندكه بگويد: «امام(ع) امروز يا اين جمعه مي آيد»، دائما از نظر فكري از نظر دل و باطن، درمحضر امام زمان(ع) به سرمي برد و از آنجا يك لحظه هم غافل نمي شود و اين عالي ترين نتيجه ي انتظار نزديك ديدن ظهور است
سير ظهور:
ترسيم كامل و درست دوران ظهورامكان پذير نيست، اما به صورت خلاصه، مي توان گفت، پس از آن كه شرايط و زمينه هاي ظهور، مانند تعداد مناسب ياران و آمادگي مردم براي پذيرش حضرت فراهم گشت امام(ع) درمكه ظاهر مي شود و با معرفي خود ظهور خود را اعلام ميدارد. لشگري از سفياني كه براي مقابله با حضرت به سمت مكه به راه افتاده درسرزمين (بيداء) به زمين فرو ميرود. درهمين حال ياران امام نيزبه سمت مكه حركت ميكنند تا جمعيتي بالغ برده هزار نفرشكل ميگيرد و در اين هنگام خروج صورت ميگيرد.
امام مهدي(ع) با ياران خود چه از افراد بشر و چه از ملائكه پس ازتسلط برمكه و اصلاحات درآن از جمله كوتاه كردن دست افرادي كه به بيت المال تجاوز كرده اند، به طرف مدينه وسپس عراق حركت ميكنند ودر اين سير ياران و دوستان ديگري نيز به جمع لشگریان حضرت اضافه ميشوند.
درعراق با دومشكل روبه رو ميشود:1.گروهي به ظاهر دين دار مقابل ايشان قرارميگيرد. وقتي نصايح حضرت وموعظه ي ايشان در دل آنان اثر نمي گذارد، كار به جنگ ميكشد و همه آنان كشته ميشوند.
2.با لشگرسفياني مقابله ميكند. اين در زماني است كه حضرت كوفه را نيز به تصرف خود درآورده است. گفتگوها واندرزهاي حضرت، دردل چون سنگ آنان نيز اثر نمي گذارد و جنگ شعله ور ميشود كه منجر به هلاكت سفياني وياران اومي شود ناگفته نماند سفياني فردي از تبار بني اميه است كه حدود يك سال قبل در حدود سوريه سر به طغيان مي گذارد و بخش هايي ازسرزمين اسلامي، مانند سوريه، اردن وعراق را تحت حكومت خود در ميآورد.
پس از تسلط بر عراق دو برنامه ديگر در دستور كار حضرت قرار ميگيرد:1. اعزام ياران به نقاط مختلف جهان براي گسترش حاكميت عدل الهي؛ 2. برخورد با مسيحيان ويهوديان، نزول حضرت عيسي(ع) و نماز خواندن ايشان پشت سر امام مهدي (عج) را، در اين باره بايد ارزيابي كرد . درمورد چگونگي برخورد حضرت مهدي(عج) با مسيحان و يهوديان ، به صورت شفاف وروشن روايت معتبري نداريم ولي ازمجموع روايت استفاده ميشود كه درطي مدت نه چندان طولاني، آنان تسليم ميشوند و دين اسلام سراسر جهان را فرا ميگيرد.
چگونگي رسيدن صداي حضرت مهدي(ع) براهل عالم
دراين كه صداي حضرت چگونه براهل عالم ميرسد، بيان نظر قطعي دشوار وحتي ناممكن است. برخي احتمال داده اند: اين اعلام جهاني ازطريق اعجاز صورت ميگيرد وبرخي تحقق اعجاز را فقط درصورت ضرورت ميدانند وميگويند: باتوجه به وسايل پيشرفته فعلي، نيازي به اعجاز نيست و حضرت ازطريق ماهواره ها (به عنوان مثال ) ميتواند نداي دعوت خود را به گوش جهانيان برساند. بعلاوه نداي حضرت با نداي آسماني كه از علايم ظهور شمرده شده، متفاوت است.
نداي آسماني چون ازعلايم ظهور است و براي اعلام ظهور و آمادگي عمومي مردم براي اين امر صورت ميگيرد و شايد يك مرتبه بيشتر نيز واقع نشود، ممكن است به گونه اي باشد كه همه در يك لحظه آن را بشنوند. اما دعوت حضرت مي تواند درطول زمان -هرچند كوتاه- به گوش مردم برسد. بدين گونه كه ابتدا مردم حاضر در مسجد الحرام دعوت را بشنوند و بعد رسانه ها منعكس كنند.
دوران حكومت:
براساس روايات، در دوران حكومت امام زمان(عج) بهترين نوع زندگي به وجود مي آيد. حضرت مهدي(عج) مردم را با خدا آشنا و ياد خدا را دردلها زنده ميكند. آنان را خدا ترس ميكند و سجاياي اخلاقي را درميان جوامع گسترش ميدهد. اوعقلها را كمال مي بخشد آنگاه انسانها بدي را از خوبي بازمي شناسند و به گرد زشتي ها نمي گردند. عصر حكومت آن حضرت، دوران كمال انساني وعصر رهايي انسانها از بند عبوديت نفس و رهايي ازاطاعت شيطان است. در زمان مهدي(ع) اعتقاد ديني مردم، مستحكم ميشود و بيشتر آنان از ايمان عميق و راسخ و تقواي بالا برخوردار مي شوند و لذا انگيزه اجراي احكام دين بسيار قوي ميگردد و به صورت يك فرهنگ اجتماعي درمي آيد. درمقابل گرايش به گناه ومخالفت احكام الهي بسيار كم مي شود. امام باقر(ع) مي فرمايد: هنگامي كه (قائم) ما قيام ميكند دستش را برسر بندگان گذارد وعقول آنها را جمع ساخته و اخلاقشان را به كمال مي رساند(كافي،1/25) امام علي(ع) مي فرمايد: زماني كه مهدي ما قيام كند كينه ها ازسينه ها بيرون مي رود (منتخب الاثر،ص472) نتيجه آن كه ، جوعمومي جامه حركت به طرف خوبي ها است، اما چون انسان موجودي داراي انتخاب واختيار است؛ لذا امكان دارد فردي دچارخطا و اشتباه نيز بشود.
آسيب شناسي مهدويت
برداشت هاي غلط:
برداشت غلط ازمفهوم انتظار سبب شده است كه بعضي گمان كنند كه اصلاح جهان از فسادها به دست امام عصر(عج) خواهد بود و ما در برابر تباهي ها و ناهنجاريها هيچ وظيفه اي نداريم و بلكه ممكن است گفته شود كه براي نزديكتر شدن قیام امام مهدي(ع) بايد براي ترويج بديها و زشتي ها در جامعه اقدام كنيم اين انديشه ی نادرست درمقابل ديدگاه قرآن و اهل بيت(ع) است كه امربه معروف ونهي ازمنكر را وظيفه ی حتمي هرمسلمان مي داند. يكي ديگر ازبرداشتهاي غلط در فرهنگ مهدويت، نشان دادن چهره خشونت آميز ازحضرت مهدي(ع) است. برخلاف تصور بعضي افراد كه مي انديشند حضرت مهدي(عج) با شمشير عدالت، دريايي از خون به راه مي اندازد و بسياري را از دم تيغ عبورمي دهد؛ امام عصر(ع) مظهررأفت و رحمت پروردگار است ومانند پيامبر بزرگوار اسلام (ص) ابتدا همگان را با بيان روشن ودلايل آشكار به اسلام و قران مي خواند و اكثرمردم دعوت آن حضرت را پاسخ مي دهند و به او مي پيوندند. بنابراين امام مهدی(ع) تنها با مخالفان سر سخت كه آگاهانه از پذيرفتن حق سر باز مي زنند و جز زبان شمشيرنمي فهمند باسلاح برخورد ميكنند.
مدعيان دروغين:
امام زمان به نايب چهارم خود مي فرمايند: تو تا شش روز ديگر از دنيا خواهي رفت، كارهايت را سامان ده و درباره جانشيني از خود، به هيچ كس وصيت نكن كه غيبت كامل فرا رسيده است... ودرآينده بعضي از شيعيان من ادعاي مشاهده (و ارتباط با من) مي كنند. آگاه باشيد كه هر كس قبل ازخروج سفياني و صيحه (آسماني) ادعاي مشاهده داشته باشد دروغگو است (كمال الدين، ج2، باب45، ح45، ص294)
رجعت:
هرچند اصل رجعت مورد پذيرش شيعه مي باشد و اعتقاد به آن براساس آيات و روايات است؛ ولي جزئيات اين مسأله چندان شفاف و روشن نيست. ازجمله آنها رجعت ائمه معصومين (ع) است. در روايات تصريح روشني به رجعت امام حسين(ع) شده است، اما درمورد رجعت ساير ائمه و ويژگي هاي آن، مطالب به طوردقيق و روشن نيست. بنابراين ميتوان چنين گفت: هنگام رحلت امام زمان(ع) بنا بر روايات امام حسين(ع) رجعت كرده وحكومت عدل را سرپرستي ميكند و تا زماني كه خداوند اراده كند، زندگي انسانها ادامه مي يابد ويكی از امامان پيشوايي مردم را به عهده دارد.
مدت رجعت وحكومت امامان معلوم نيست . وضعيت مردم مانند زمان ظهوراست.
با پايان دوران رجعت طومار عمر انسان و دنيا درهم پيچيده مي شود وهر زمان كه خداوند اراده كند، قيامت آغاز ميگردد.
حرف آخر
ياابن الحسن، اشك، چشمانم را، نوراني جلوه مي دهد. آمده ام تا تو دعايم را اجابت كني وبسوي حريم پاكت بال مي گشايم تا مرا دريابي.
اقاجان!
چشمانم در انتظار و دستانم برآسمان نشانه مي روند، پس اي باران بباروقطره قطره در دامن گلبرگها بنشين ومرا سيراب كن كه من تشنه ام، تشنه عدالت.
مولا جان منتظريم...
اگردلهايتان تاريك وظلماني نمي گرديد
امامت هم عيان مي گشت وپنهاني نمي گرديد
به قدر تشنگي گر تشنه امرفرج بوديد
خدا داند فرج اين گونه طولاني نمي گرديد
با تشكر و قدرداني ازهمكاري شوراي اسلامي و شهرداري شهر زرين رود.
كانون فرهنگي هنري منتظران ظهور شهر زرين رود.
التماس دعا
شعبان المعظم1429(ه.ق)مرداد87
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 21:33  توسط 14
|