تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

کانون فرهنگی هنری منتظران ظهور

ویژه نامه عاشورا و شهدا

عاشورا و شهدا


مقدمه :
دنيا مثل پلي است، هيچ آدم عاقلي روي پل خانه نمي سازد چون هر لحظه ممکن است سيلي آيد و آن را با خود ببرد ، زندگي سعادت بعد از پل است. امکانات دنيا اگر باعث سرعت دادن به اين حرکت باشند مفيد و گرنه ويراني پل را به همراه خواهند داشت .
اگر مقصد پرواز است قفس ويران بهتر ، پرستويي که مقصد را در کوچ مي بيند ، از ويراني لانه اش نمي حراسد. شهيد آويني

برای مشاهد متن کامل ویژه نام به قسمت ادامه متن مراجعه فرمایید
کانون فرهنگی هنری منتظران ظهور


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 16:34  توسط 14  | 

نماي ازآرامگاه حاج سيد فخرالدين موسوي واقع در شهر زرين رود

سید

برای شادی روح آن بزرگوار و سلامتی آقا امام زمان(عج) و تعجیل در فرج آن حضرت صلوات

زرین رود

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 11:58  توسط 14  | 
برنامه هاي اجرايي کانون فرهنگي هنري منتظران ظهور در ماه مبارک رمضان
جلسات انس با قرآن کريم * مراسم افطاري ويژه خواهران * مراسمات شبهاي احياء *
جلسات انس با قرآن کريم ويژه برادران در ماه نزول قرآن و ضيافت الهي بعد از نماز جماعت مغرب و عشا در محل کانون برگزار شد .

قرآن


در ضمن طرح ختم قرآن کريم نثار ارواح پاک شهدا وحضرت خديجه (س) انجام گرفت .
جلسات انس با قرآن کريم ويژه خواهران هر روز ساعت 10 صبح در محل کانون برگزار شد و در اين جلسات مسابقاتي به شرح زير برگزار شد :
1 ) حفظ قرآن کريم  2) قراعت و روان خواني قرآن کريم 3) ترتيل

قرآن


در پايان اين طرح ،ضيافت افطاري و شام در مسجد حضرت ابولفضل (ع) برگزار شد .

افطاری


مراسمات شب هاي احياء در شب هاي قدر :

شب قدر

قرآن به سر گیری

شب نوزدهم بعد از نماز جماعت و سخنراني در مسجد جامع شهر زرين رود برگزار گرديد
مراسم افطاري وسحري در شب بيست ويکم

افطاری

شب بيست و يکم ،مراسم افطاري ،سحري و دعاهاي وارده در همين مکان برگزار گرديد
شب بيست و سوم نيز به همين صورت توسط  اعضاي کانون و مردم شريف شهر زرين رود انجام شد .
برنامه هاي در حال اجرا در اين ماه :
آموزش قرآن کريم روزهاي جمعه در محل کانون توسط اعضاي طلاب کانون جناب آقاي نادر خدابنده لو برگزار ميگردد.
در اين ماه نيز همانند ساير ماه ها دعاي توسل و گميل در شب هاي چهار شنبه و جمعه برگزار مي گردد.
اين کانون براي بيشبرد اهداف کلي کانون و سهولت در اجراي برنامه هاي جاري اعضاي فعال کانون را به سه دسته مهم تقسيم کرده است
1 ) گروه فرهنگي و هنري : گروه ورزشي ، گروه هنري ، گروه نشريات (ويژه نامه ها ) گروه فرهنگي و تبليغي
2) گروه آموزش :آموزش قرآن کريم ، تفسير قرآن کريم ، اجراي کلاسهاي اوقات فراغت
3) گروه تدارکات و پشتيباني
هر يک از اين گروه ها شامل زير گروه هاي مي باشند که از سر گروه ها شوراي بنام شوراي برنامه ريزي تشکيل شده است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 20:49  توسط 14  | 
هدف از انتخاب نام کانون
اهداف کانون
تعريف انتظار
گروه سني
برنامه هاي کانون
برنامه کتابخانه
دعاي توسل و تلاوت قرآن
دعاي کميل
ويژه نامه
مسابقه بزرگ مهدي شناسي
مراسم جشن نيمه شعبان
اعتکاف
برنامه هاي اوقات فراقت
معرق کاري
نمايشگاه عاشورا و شهدا
يادوارهاي شهدا
اردوهاي ورزشي و زيارتي
ايستگاهاي صلواتي

طرح موبایل اسلامی

نمايشگاه توانمنديهاي کانونهاي فرهنگي هنري مساجد استان زنجان

همايش فرهنگي آموزشي انديشه هاي آسماني

 

منتظران ظهور : با توجه به اين که در عصر حاضر ضرورت انتظار بيشتر احساس
 مي شود و اينکه وظيفه هر انساني انتظار فرج آقا امام زمان است. بايد زمينه هاي انتظار ايجاد شودتا اهميت اين موضوع برايمان روشن شود.
نام گذاري اين اسم براي کانون نيز همين هدف را دنبال مي کند. لذا هر کسي که عضو اين کانون مي شود و خود را از منتظران مي داند اين سئوال را از خود خواهد پرسيد که آيا، واقعاٌ من منتظر آقا امام زمان هستم يا نه، اگر به اين نتيجه برسد که از انتظار هنوز فاصله دارد، رفتار و کردار خود را طوري برنامه ريزي خواهد کرد که روز به روز به معناي واقعي انتظارنزديک مي شود. تا روزي که انشا الله از منتظران واقعي آقا بقية الله محسوب شود. در واقع اين نام هميشه يک تکليف مهم را برايمان يادآور مي شود.
اهداف
اعضاء منتظران ظهور هميشه سعيشان بر اين بوده که به تکليفشان که همان انتظار واقعي است عمل کنند.

منتظران

تعريف انتظار از ديدگاه اين کانون :
انتظار را تنها در برگزاري دعاي کميل و توسل و ندبه نمي داند بلکه در تمام زمينه ها: جبهه فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي اگر ضرورت احساس شود اين کانون با توکل بر خدا و ياري ائمه اطهار (ع) دست به کار شده و به تکليف خود عمل مي کند
به عنوان مثال :
اجتماعي : کمک به فقرا – تشکيل صندوق آقا امام زمان (عج) :
در اين طرح صندوق صدقات توسط اعضاي کانون درست شده و اين صندوق ها بين اعضاي کانون تقسيم شده و آنها را به منزل هايشان برده اند وبه اتفاق خانواده آنها را با نيت صدقه به نيابت ازآقا امام زمان (عج) پر مي کنند.
اين صندوق ها هر چند وقت يکبار جمع آوري شده و صندوق جديدي برايشان داده ميشود.
اين مبالغ در ماه مبارک رمضان بين فقرا بصورت اغلام خريداري شده توزيع مي گردد .
با اين طرح فرهنگ کمک به فقرا و صدقه دادن به نيابت ازآقا امام زمان (عج) که از وظايف هر منتظري است و ادامه راه آقا اميرالمومنين (ع) در کمک به فقيران و مستمندان دربين مردم گسترش ميابد. 
فرهنگي و مذهبي : برگذاري مراسمات يادواره شهدا، اعتکاف، اعياد و شهادات و نشر ويژنامه هاي ائمه اطهار (ع)
اقتصادي : تشکيل گروه مشورتي از اعضاي کانون و ارائه راه کارهاي اقتصادي، تشکيل زمينه هاي کاري و کارآفريني به صورت عام و يا موردي براي شخص مورد نظر .
سياسي : انتخابات ، توجيه اعضا براي انتخاب صحيح و راه هاي انتخاب صحيح و شرکت در جلسات شورا و تشکل هاي سياسي
گروه سني:

گروه سنی


در اين کانون طوري زمينه سازي شده که از تمام گروه هاي سني اعضاء پذيرفته
مي شود.
مخصوصاٌ مراسمات به صورت عام برگذار مي شود تا هرشخصي احساس راحتي کند و شرکت نمايد.
ولي در حالت کلي از 14 سال تا 30 سال مي باشد.
برنامه هاي کانون :
1) کتابخانه کانون در 3 شيفت به صورت زير اماده خدمت گذاري مي باشد.
1- برادران 8 الي 5/9 صبح  2-خواهران 10 الي 1 بعد از ظهر
 3-برادران 3 الي 5 بعد از ظهر

کانون

برای مشاهدی باقی فعالیت ها به ادامه مطب مراجعه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 23:40  توسط 14  | 

مقدمه
گفتم كه روي خوبت از من چرا نهان است    گفتا تو خود حجابي ور نه رخم عيان است

اوخواهد آمد با پرچم سبزعدالت تا طعم واقعي ايمان رابه كام انسان بچشاند
آقاي من، اين باركه برايت مي نويسم ماه شعبان است ومن صبورانه در زيرسايه تو نشسته ام تا لحظه اي فرا رسد و تو را ببينم وحضور وفادار تو خانۀ رنج ديده ي دل مرا تطهير كند.مهدي جان اي كاش مي شد همه چيز را برايت بگويم، از شبهاي تاربدون تو از روياهاي حسرتم كه درقاب تاريكي به تصوير كشيده ام، از جمعه هاي بدون تو، از آه هاي درندبه ازحسرت و اندوه هاي جمعه ،كاش
 مي توانستم...
ميلاد نور:
اولين اشعه هاي طلايي روز ، چون تيري طلايي سينه سياه افق را شكافت ، صداي مؤذن اوج گرفت و در همه جا طنين انداخت . الله اكبر، الله اكبر، دروازه  سحر بازشد ، صبحي خجسته ، روزي مبارك ، روزي كه با تمام روزها متفاوت بود. هنوز نداي عظمت خداوند گوش جان را نوازش مي داد كه در يكي از خانه هاي سامّراء تولد شگفت انگيز ترين انسان ، منجي عالم بشريت ، اميد خلايق، منتقم خاندان رسالت، محيي دين رسول الله (ص) حضرت حجة بن الحسن العسگري (عج)، درسپيده دم 15 شعبان سال 255 هجري قمري مطلع نوري عالم تاب شد (كمال الدين،ج 2، ص424 ).

ویژه نامه

برای مشاهدی متن کامل ویژه نامه به قسمت ادامه متن مراجعه فرمایید

کتاب الکترونيکي ويژه نامه آقا امام زمان (عج) براي گوشيهاي همراه

كانون فرهنگي هنري منتظران ظهور شهر زرين رود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 21:33  توسط 14  | 

وظايف منتظران ظهور
در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) منتظران آن حضرت چه وظايفى بر عهده دارند؟

در تفكر شيعى انتظار موعود به عنوان يك اصل مسلّم پذيرفته شده، و از آن به عنوان برترين اعمال ياد شده و تأكيد شده است كه منتظر فرج باشيد و از رحمت خدا مأيوس نباشيد (به جهت طولانى شدن غيبت) چرا كه بهترين اعمال در پيش خداوند انتظار فرج است.
از بررسى اخبار و روايات معصومين(عليهم السلام)وظايفى چند در عصر غيبت براى منتظران استفاده مى شود:
1 ـ شناخت حجت خدا و امام زمان (عليه السلام): مهم ترين وظيفه ى يك فرد منتظر تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (عليه السلام) است; چرا كه انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظيفه ى خود را در رابطه ى با او تشخيص دهد. در روايت آمده است:
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية».
 «هر كس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.»
2 ـ تهذيب نفس و كسب فضايل اخلاقى (خود سازى فردى): منتظر واقعى هميشه در صدد كسب فضايل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى است.
3 ـ تلاش براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف كردن مفاسد اجتماعى از طريق امر به معروف و نهى از منكر و اهتمام براى تربيت نسل مهذّب و كارا و خلاصه آماده سازى زمينه براى ظهور امام زمان (عليه السلام)يكى از وظايف منتظر واقعى است، چون تا زمينه ى ظهور فراهم نگردد امكان ظهور امام زمان (عليه السلام)ميسر نخواهد شد.
4 ـ كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى و نظامى براى يارى امام زمان (عليه السلام): چرا كه آن حضرت پس از قيام به يارانى نياز دارند كه حداقل در يكى از عرصه ها بتواند مفيد واقع گردد.
5 ـ توبه از گناهان
6 ـ اطاعت و پيروى از نايبان امام زمان (عليه السلام): همان طور كه مى دانيم در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) مردم موظفند در تمام كارها و حوادث، به توصيه ى ائمه ى اطهار(عليهم السلام)بويژه امام زمان (عليه السلام) به فقهاى جامع الشرايط ـ كه نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه كنند و به احكامى كه آن ها طبق موازين شرعى صادر مى كنند، عمل نمايند.
7 ـ دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام) و تعجيل فرج ايشان: منتظر واقعى در هر صبح و شام با خلوص نيت از پيشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور امام زمان (عليه السلام)را درخواست مى نمايد.
8 ـ صدقه دادن براى سلامتى امام زمان (عليه السلام)
9 ـ انجام اعمال عبادى مانند خواندن نماز و قرآن، زيارت نمودن به نيابت از امام زمان (عليه السلام)
10 ـ توجه به اماكنى كه مورد عنايت امام زمان (عليه السلام) است نظير مشاهد مشرفه، مسجد سهله، مسجد جمكران و ...
11 ـ توسل به امام زمان (عليه السلام) و زيارت آن حضرت با زيارت ها و دعاهايى كه در كتب ادعيه مانند مفاتيح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذيل است:
الف) دعاى عهد كه هر روز صبح بعد از نماز خوانده مى شود: اللهم رب النور العظيم و رب الكرسى الرفيع ... ،
ب) دعاى اللهم عرفنى نفسك فانك لم ان لم تعرفنى نفسك ... اين دعا در عصر روز جمعه خوانده مى شود،
ج) دعاى كه براى برآورده شدن حاجات ذكر شده است و با اين عبارت شروع مى شود: الهى عظم البلاء و برح الخفاء ...،
د) دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام): اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن ...،
هـ) دعاى حضرت مهدى (عليه السلام) كه با اين عبارت آغاز مى شود: اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المصيبته ...،
و) زيارت آل ياسين.
جهت توضيح بيشتر به كتابهاى (وظيفة الانام) و (شيوه هاى يارى قائم آل محمد عليه السلام) مراجعه شود
تعجيل ظهور

چه چيزهايى موجب نزديكتر شدن ظهور امام زمان (عليه السلام) مى شود؟
زمان ظهور امام زمان (عليه السلام) را خدا مى داند و ما در حالى كه بايد زمينه هاى نزديكتر شدن ظهور را فراهم كنيم، نبايد در ظهور تعجيل نمائيم. در دعايى كه در غيبت امام
 زمان (عليه السلام) آمده مى خوانيم:
 «  انت العالم غير المعلّم بالوقت الذى فيه صلاح امر و ليك فى الاذن له باظهار امره و كشف سرّه فصبرنى على ذلك حتى لا احب تعجيل ما  اخرّت ولا تأخير ما عجلت » 
 « اى خدا تو دانايى ـ بدون معلم و بدون آنكه كسى به تو خبر داده باشد ـ به وقتى كه در آن صلاح ولىّ تو باشد كه به او اجازه دهى براى آشكار كردن امرش و برطرف كردن پرده او، پس مرا صبر عطا كن تا نخواهم تعجيل آنچه را تأخير نمودى و نه تأخير آنچه را تعجيل كنى. »
امام زمان (عليه السلام) براى برقرارى عدالت در سراسر جهان، ايجاد حكومت واحد جهانى، برافراشتن پرچم توحيد در تمام مناطق كره زمين و حاكميت دين اسلام بر تمامى اديان، ظهور و قيام خواهند فرمود و هر آنچه زمينه تحقق اين اهداف بلند را آماده سازد، موجب نزديكى ظهور حضرت مى شود.
پس برقرارى حكومت اسلامى در جامعه به تحقق اهداف قيام حضرت مهدى (عليه السلام) كمك مى كند و زمينه اى براى ظهور خواهد بود و در نزديكى ظهور نقش دارد.
يكى ديگر از نكاتى كه نقش بالايى در نزديكى ظهور دارد، دعا براى فرج امام زمان (عليه السلام) است.
در توقيعى كه از ناحيه مقدسه توسط «محمد بن عثمان» صادر شده است، امام زمان (عليه السلام) مى فرمايند:
«اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم» براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، كه در آن فرج شما هم هست.
در مورد فرج دعاهاى متعددى در كتب ادعيه (مفاتيح الجنان) آمده است. پس نه تنها بايد براى تعجيل فرج دعا كرد، بلكه زياد بايد دعا نمود، كه دعا موضوعيت دارد و در تعجيل فرج نقش دارد، چون دعا يكى از مقدرات الهى است كه در تغيير قضاى الهى تأثير مى گذارد، در روايتى كه از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است، حضرت مى فرمايند:
 « الدعاء يردّ القضاء بعد ما ابرم البراماً فاكثر من الدعاء »
«  دعا قضاى حتمى را بر مى گرداند، پس زياد دعا كن.  »
آگاهى امام زمان (عليه السلام) از اعمال ما

 آيا امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند؟
بنابر آنچه در قرآن مجيد و روايات معصومين(عليهم السلام)آمده است، همه ى ائمه و از جمله امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند.
قرآن مجيد مى فرمايد:
( وقل اعملوا فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون ... ) سوره توبه ، آيه  105.
 بگو: هر عملى مى خواهيد انجام دهيد، پس خدا، رسولش و مؤمنان عمل شما را مى بينند ...
در رواياتى كه در تفسير آيه آمده است، گفته شده كه مراد از مؤمنان در اين آيه ائمه ى معصومين(عليهم السلام)هستند. پس اصل آگاهى امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما امرى مسلّم است، ولى چگونگى حصول اين عمل از راه هاى مختلفى است از جمله:
1 ـ خداى تبارك و تعالى به ايشان چشمى داده است كه همه چيز را مى بينند. حضرت عيسى (عليه السلام) ـ كه بعد از ظهور امام زمان (عليه السلام)مى آيد و پشت سر آن بزرگوار نماز مى خواند ـ طبق گفته ى قرآن مجيد از آنچه مردم در خانه هايشان ذخيره كرده بودند و آنچه مى خوردند خبر مى داد، بدون اين كه آن ها را در ظاهر ديده باشد سوره آل عمران، آيه 49. با توجه به اين كه مقام حضرت مهدى (عليه السلام) از حضرت عيسى (عليه السلام) بالاتر است، پس حتماً از اعمال و رفتار ما آگاهى دارد.
2 ـ ملائكه بر امام زمان (عليه السلام) نازل مى شوند و نامه ى اعمال بندگان را به حضرت مهدى (عليه السلام) عرضه مى كنند. در روايات آمده است كه هفته اى دو بار نامه ى اعمال بندگان به امام زمان (عليه السلام) عرضه مى شود. در برخى از روايات مى خوانيم كه در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه نامه ى اعمال بندگان به حضرت عرضه مى شود
 « ان الاعمال تعرض على النبى (صلى الله عليه وآله وسلم) فى كل اثنين و خميس فيعلمها وكذلك تعرض على الائمة (عليه السلام) فيعرفونها ».
 بحارالانوار، ج 5، ص 329.
3 ـ ملائكه بر حضرت نازل مى شوند و اين علوم را بر ايشان القا مى كنند. غير از اين راه ها، ممكن است راه هاى ديگرى هم باشد كه ما از آن ها بى خبريم. البته اين علم و آگاهى حضرت، به اعمال و رفتار ظاهرى ما منحصر نمى شود، بلكه آن بزرگوار از نيت هاى ما هم آگاه است


دعای عهد
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ رَبَّ الْنُّورِ العَظيمِ وَرَبَّ الكُرْسِيّ الرَّفِيعِ وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ومُنْزِلَ التَّوْريةِ وَالْأنْجِيلِ وَالزَّبُورِ وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَروُرِ وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ وَرَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَالْأنْبياءِ وَالْمُرْسَلِينَ اَللّهُمَّ إِنّي اسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَبِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِيرِ وَمُلْكِكَ الْقَديمِ ياحَيُّ ياقَيُّومُ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي اَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأرضُونَ وَبِإسْمِكَ الَّذي يَصْلَحُ بِهِ الأَوّلوُنَ والآخِروُنَ ياحَيّاً قَبْلَ كُلَّ حَيٍّ وَيا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ وَياحيّاً حينَ لاحَيَّ يامُحْيِيَ الْمَوْتى وَمُميتَ الْأَحياءِ ياحَيُّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانا اَلإمامَ الهادِيَ الْمَهْدِيَّ الْقائِمَ بِأمْرِكَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ الطّاهِريِنَ عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ في مَشارقِ الْأرْضِ وَمَغارِبها سَهْلِها وَجَبَلِها وَبَرِّها وَبَحْرِها وَعَنّي وَعَنْ وَالِدَيَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللّهِ وَمِدادَ كَلِماتِهِ وَما اَحْصاهُ عِلْمُهُ وَأَحاطَ بِهِ كِتابُهُ اَللّهُمَّ إنّي اُجَدِّدُ لَهُ في صَبِيحَةِ يَوْمي هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَيّامي عَهْداً وَعقْداً وَبَيْعةً لَهُ في عُنُقي لا اَحُولُ عَنْها وَلا أَزُولُ أبَداً اَللّهُمَّ اجْعَلْني مِنْ اَنصارِهِ وَاَعْوانِهِ وَالذَّابّينَ عَنْهُ وَالْمُسارِعينَ إِلَيْهِ في قَضاءِ حَوائِجِهِ والْمُمْتَثِلينَ لأوامِرِهِ وَالْمُحامِينَ عَنْهُ وَالسّابِقينَ اِلى إِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ اللّهُمَّ إنْ حالَ بَيْني وبَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذي جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً فَأَخْرِجْني مِنْ قَبْري مُؤْتَزِراً كَفَني شاهِراً سَيْفي مُجَرِّداً قَناتي مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعي في الْحاضِرِ وَالْبادي اَللّهُمَّ اَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ والْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ واكْحُلْ ناظِري بِنظْرَةٍ مِنّي إلَيهِ وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَاَوُسِعْ مَنْهَجهُ وَاسْلُكْ بي مَحَجَّتَهُ وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ وَاشْدُدْ اَزْرَهُ واعْمُرِ اللّهُمَّ بهِ بِلادَكَ وَاَحْي بِهِ عبادَكَ فَإنَّكَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النّاسِ فَاظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِيَّكَ وَاَبْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسْولِكَ صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلّمَ حَتّى لايَظْفَرَ بِشْي‏ءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلاّ مَزَّقَهُ وَيُحِقَّ الْحَقَّ ويُحَقّقَهُ وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلوُمِ عِبادِكَ وَنَاصِراً لِمَنْ لايَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْركَ وَمُجدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْكامِ كِتابِكَ وَمُشَيّداً لِما وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دِينِكَ وَسُنَنِ نَبِيّكَ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمِّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدينَ اَللّهُمَّ وَسُرَّ نَبِيّك مُحَمَّداً صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِرُؤْيَتِهِ وَمَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ وَارْحَمِ اسْتِكانَتَنا بَعْدَهُ الَلّهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هِذهِ الْاُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَعجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً وَنَراهُ قريباً بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمين
.
دعای اللهم عرفنی نفسک
اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی
.
دعای اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ

اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْكَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى، وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِي الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ  اِكْفِياني فَاِنَّكُما كافِيانِ، وَانْصُراني فَاِنَّكُما ناصِرانِ، يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِكْني اَدْرِكْني اَدْرِكْني، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرينَ .
.
دعا برای سلامتی آقا امام زمان
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
.
دعای حضرت مهدی (ع)
اَللّـهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفيقَ الطّاعَةِ، وَبُعْدَ الْمَعْصِيَةِ، وَصِدْقَ النِّيَّةِ، وَعِرْفانَ الْحُرْمَةِ، وَاَكْرِمْنا بِالْهُدى وَالاِْسْتِقامَةِ، وَسَدِّدْ اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَالْحِكْمَةِ، وَامْـلاَْ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَالْمَعْرِفَةِ، وَطَهِّرْ بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ، وَاكْفُفْ اَيْدِيَنا عَنِ الظُّلْمِ وَالسَّرِقَةِ، وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَالْخِيانَةِ، وَاسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ وَالْغِيبَةِ، وَتَفَضَّلْ عَلى عُلَمائِنا بِالزُّهْدِ وَالنَّصيحَةِ، وَعَلَى الْمُتَعَلِّمينَ بِالْجُهْدِ وَالرَّغْبَةِ، وَعَلَى الْمُسْتَمِعينَ بِالاِْتِّباعِ وَالْمَوْعِظَةِ، وَعَلى مَرْضَى الْمُسْلِمينَ بِالشِّفاءِ وَالرّاحَةِ، وَعَلى مَوْتاهُمْ بِالرَّأفَةِ وَالرَّحْمَةِ، وَعَلى مَشايِخِنا بِالْوَقارِ وَالسَّكينَةِ، وَعَلَى الشَّبابِ بِالاِْنابَةِ وَالتَّوْبَةِ، وَعَلَى النِّساءِ بِالْحَياءِ وَالْعِفَّةِ، وَعَلَى الاَْغْنِياءِ بِالتَّواضُعِ وَالسَّعَةِ، وَعَلَى الْفُقَراءِ بِالصَّبْرِ وَالْقَناعَةِ، وَعَلَى الْغُزاةِ بِالنَّصْرِ وَالْغَلَبَةِ، وَعَلَى الاُْسَراءِ بِالْخَلاصِ وَالرّاحَةِ، وَعَلَى الاُْمَراءِ بِالْعَدْلِ وَالشَّفَقَةِ، وَعَلَى الرَّعِيَّةِ بِالاِْنْصافِ وَحُسْنِ السّيرَةِ، وَبارِكْ لِلْحُجّاجِ وَالزُّوّارِ فِي الزّادِ وَالنَّفَقَةِ، وَاقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَيْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ، بِفَضْلِكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ .
.
دعای توسل
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ وَاَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، يا اَبَا الْقاسِمِ يا رَسُولَ اللهِ يا اِمامَ الرَّحْمَةِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا اَبَا الْحَسَنِ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ يا عَلِيَّ بْنَ اَبي طالِب، يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا فاطِمَةَ الزَّهْراءُ يا بِنْتَ مُحَمَّد يا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُولِ، يا سَيِّدَتَنا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكِ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكِ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يا وَجيهَةً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعي لَنا عِنْدَ اللهِ، يا اَبا مُحَمَّد يا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ اَيُّهَا الُْمجْتَبى يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا اَبا عَبْدِاللهِ يا حُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ، اَيُّهَا الشَّهيدُ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا اَبَا الْحَسَنِ يا عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ، يا زَيْنَ الْعابِدينَ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا اَبا جَعْفَر يا مُحَمَّدَ، بْنَ عَلِيٍّ اَيُّهَا الْباقِرُ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا اَبا عَبْدِ اللهِ يا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّد، اَيُّهَا الصّادِقُ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا اَبَا الْحَسَنِ يا مُوسَى بْنَ جَعْفَر، اَيُّهَا الْكاظِمُ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا اَبَا الْحَسَنِ يا عَلِيَّ بْنَ مُوسى اَيُّهَا الرِّضا يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا اَبا جَعْفَر يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ اَيُّهَا التَّقِيُّ الْجَوادُ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا اَبَا الْحَسَنِ يا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّد اَيُّهَا الْهادِي النَّقِيُّ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا اَبا مُحَمَّد يا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ، اَيُّهَا الزَّكِيُّ الْعَسْكَرِيُّ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ، يا وَصِيَّ الْحَسَنِ وَالْخَلَفَ الْحُجَّةَ اَيُّهَا الْقائِمُ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِىُّ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ .
يا سادَتي وَمَوالِيَّ اِنّي تَوَجَّهْتُ بِكُمْ اَئِمَّتي وَعُدَّتي لِيَوْمِ فَقْري وَحاجَتي اِلَى اللهِ، وَتَوَسَّلْتُ بِكُمْ اِلَى اللهِ، وَاسْتَشْفَعْتُ بِكُمْ اِلَى اللهِ، فَاشْفَعُوا لي عِنْدَ اللهِ، وَاسْتَنْقِذُوني مِنْ ذُنُوبي عِنْدَ اللهِ، فَاِنَّكُمْ وَسيلَتي اِلَى اللهِ وَبِحُبِّكُمْ وَبِقُرْبِكُمْ اَرْجُو نَجاةً مِنَ اللهِ، فَكُونُوا عِنْدَ اللهِ رَجائي يا سادَتي يا اَوْلِياءَ اللهِ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ وَلَعَنَ اللهُ اَعْداءَ اللهِ ظالِميهِمْ مِنَ الاَْوَّلينَ وَالاْخِرينَ آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ
.
زیارت عاشوره
السلام عليك يا أبا عبد الله السلام عليك يابن رسول الله السلام عليك يا ابن أمير المؤمنين وابن سيد الوصيين السلام عليك يابن فاطمة سيدة نساء العالمين السلام عليك يا ثار الله وابن ثاره والوتر الموتور السلام عليك وعلى الأرواح التي حلت بفنائك عليكم مني جميعا سلام الله أبداً ما بقيت وبقي الليل والنهار يا أبا عبد الله لقد عظمت الرزية وجلت وعظمت المصيبة بك علينا وعلى جميع أهل الإسلام وجلت وعظمت مصيبتك في السماوات على جميع أهل السماوات فلعن الله أمة أسست أساس الظلم والجور عليكم أهل البيت ولعن اله أمة دفعتكم عن مقامكم وأزالتكم عن مراتبكم التي رتبكم الله فيها ولعن الله أمة قتلتكم ولعن الله الممهدين لهم بالتمكين من قتالكم برئت إلى الله واليكم منهم ومن أشياعهم وأتباعهم وأوليائهم يا أبا عبد الله إني سلم لمن سالمكم وحرب لمن حاربكم إلى يوم القيامة ولعن الله آل زياد و آل مروان ولعن الله بني أمية قاطبة ولعن الله ابن مرجانه ولعن الله عمر ابن سعد ولعن الله شمرا ولعن الله أمة أسرجت ألجمت وتنقبت لقتالك بابي أنت وأمي لقد عظم مصابي بك فاسأل الله الذي اكرم مقامك أكرمني بك أن يرزقني طلب ثارك مع إمام منصور من أهل بيت محمد صلى الله عليه واله اللهم اجعلني عندك وجيها بالحسين عليه السلام في الدنيا والآخرة يا أبا عبد الله إني أتقرب إلى الله والى رسوله والى أمير المؤمنين والى فاطمة والى الحسن واليك بموالاتك وبالبراءة ممن قاتلك ونصب إليك الحرب وبالبراءة ] ممن أسس أساس الظلم والجور عليكم وابرأ إلى الله والى رسوله [ ممن أسس أساس ذلك وبنى عليه بنيانه وجرى في ظلمه وجوره عليكم وعلى أشياعكم برئت إلى الله وإليكم منهم أتقرب إلى الله ثم إليكم بموالاتكم وموالاة وليكم وبالبراءة من أعدائكم والناصبين لكم الحرب وبالبراءة من أشياعهم ومن اتباعهم إني سلم لمن سالمكم وحرب لمن حاربكم وولي لمن والاكم وعدو لمن عاداكم فاسأل الله الذي أكرمني بمعرفتكم ومعرفة أوليائكم ورزقني البراءة من أعدائكم أن يجعلني معكم في الدنيا والآخرة وان يثبت لي عندكم قدم صدق في الدنيا والآخرة أساله أن يبلغني المقام المحمود الذي لكم عنده وأن يرزقني طلب ثاركم مع إمام هدى ظاهر ناطق بالحق منكم وأسأل الله بحقكم وبالشأن الذي لكم عنده أن يعطيني بمصابي بكم افضل ما يعطى مصابا بمصيبته مصيبة ما أعظمها واعظم رزيتها في الإسلام وفي جميع السماوات والأرض اللهم اجعلني في مقامي هذا ممن تناله منك صلوات ورحمة ومغفرة اللهم اجعل محياي محيا محمد وال محمد ومماتي ممات محمد وال محمد اللهم إن هذا يوم تبركت به بنو أمية وابن آكلة الأكباد اللعين ابن اللعين على لسانك ولسان نبيك صلى الله عليه واله في كل موطن وموقف وقف فيه نبيك صلى الله عليه واله اللهم العن أبا سفيان ومعاوية ويزيد ابن معاوية عليهم منك اللعنة ابد الآبدين وهذا يوم فرحت به آل زياد وال مروان بقتلهم الحسين صلوات الله عليه اللهم فضاعف عليهم اللعن منك والعذاب الأليم اللهم إني أتقرب إليك في هذا اليوم وفي موقفي هذا وأيام حياتي بالبراءة منهم واللعنة عليهم وبالموالاة لنيك وآل نبيك عليه وعليهم السلام

صد مرتبه : اللهم العن أول ظالم ظلم حق محمد وال محمد وآخر تابع له على ذلك اللهم العن العصابة التي جاهدت الحسين وشايعت وبايعت وتابعت على قتله اللهم العنهم جميعا

صد مرتبه : السلام عليك يا أبا عبد الله وعلى الأرواح التي حلت بفنائك عليك مني سلام الله أبداً ما بقيت وبقي الليل والنهار ولا جعله الله آخر العهد مني لزيارتكم السلام على الحسين وعلى علي ابن الحسين وعلى أولاد الحسين وعلى أصحاب الحسين

بعد ميكَوييد : اللهم خص أنت أول ظالم باللعن مني وابدأ به أولا ثم اللعن الثاني والثالث والرابع اللهم العن يزيد خامسا والعن عبيد الله ابن زياد وابن مرجانه وعمر ابن سعد وشمرا وال أبي سفيان وال زياد وال مروان إلى يوم القيامة

سجده كنيد وبكَوييد : اللهم لك الحمد حمد الشاكرين لك على مصابهم الحمد لله على عظيم رزيتي اللهم ارزقني شفاعة الحسين يوم الورود وثبت لي عندك قدم صدق مع الحسين ومع أصحاب الحسين الذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه السلام
.
دعای کمیل
بسم الله الرحمن الرحیم
َللّـهُمَّ اِنّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْء، وَبِقُوَّتِكَ الَّتي  قَهَرْتَ بِها كُلَّ شَيْء، وَخَضَعَ لَها كُلُّ شَيء، وَذَلَّ لَها كُلُّ شَيء، وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتي غَلَبْتَ بِها كُلَّ شَيء، وَبِعِزَّتِكَ الَّتي لا يَقُومُ لَها شَيءٌ، وَبِعَظَمَتِكَ الَّتي مَلاََتْ كُلَّ شَيء، وَبِسُلْطانِكَ الَّذي عَلا كُلَّ شَيء، وَبِوَجْهِكَ الْباقي بَعْدَ فَناءِ كُلِّ شَيء، وَبِأَسْمائِكَ الَّتي مَلاََتْ اَرْكانَ كُلِّ شَيء، وَبِعِلْمِكَ الَّذي اَحاطَ بِكُلِّ شَيء، وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذي اَضاءَ لَهُ كُلُّ شيء، يا نُورُ يا قُدُّوسُ، يا اَوَّلَ الاَْوَّلِينَ وَيا آخِرَ الاْخِرينَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تَهْتِكُ الْعِصَمَ، اَللّـهُمَّ اغْفِـرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُنْزِلُ النِّقَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُغَيِّـرُ النِّعَمَ، اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لي الذُّنُوبَ الَّتي تَحْبِسُ الدُّعاءَ، اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُنْزِلُ الْبَلاءَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لي كُلَّ ذَنْب اَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ خَطيئَة اَخْطَأتُها، اَللّهُمَّ اِنّي اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِذِكْرِكَ، وَاَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلى نَفْسِكَ، وَأَسْأَلُكَ بِجُودِكَ اَنْ تُدْنِيَني مِنْ قُرْبِكَ، وَاَنْ تُوزِعَني شُكْرَكَ، وَاَنْ تُلْهِمَني ذِكْرَكَ، اَللّهُمَّ اِنّي أَسْأَلُكَ سُؤالَ خاضِع مُتَذَلِّل خاشِع اَنْ تُسامِحَني وَتَرْحَمَني وَتَجْعَلَني بِقِسْمِكَ راضِياً قانِعاً وَفي جَميعِ الاَْحْوالِ مُتَواضِعاً، اَللّهُمَّ وَأَسْأَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ، وَاَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدائِدِ حاجَتَهُ، وَعَظُمَ فيما عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ، اَللّـهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُكَ وَعَلا مَكانُكَ وَخَفِي مَكْرُكَ وَظَهَرَ اَمْرُكَ وَغَلَبَ قَهْرُكَ وَجَرَتْ قُدْرَتُكَ وَلا يُمْكِنُ الْفِرارُ مِنْ حُكُومَتِكَ، اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبي غافِراً، وَلا لِقَبائِحي ساتِراً، وَلا لِشَيء مِنْ عَمَلِي الْقَبيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ لا اِلـهَ إلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ وَبِحَمْدِكَ ظَلَمْتُ نَفْسي، وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلي وَسَكَنْتُ اِلى قَديمِ ذِكْرِكَ لي وَمَنِّكَ عَلَيَّ، اَللّهُمَّ مَوْلاي كَمْ مِنْ قَبيح سَتَرْتَهُ وَكَمْ مِنْ فادِح مِنَ الْبَلاءِ اَقَلْتَهُ (اَمَلْتَهُ) وَكَمْ مِنْ عِثار وَقَيْتَهُ، وَكَمْ مِنْ مَكْرُوه دَفَعْتَهُ، وَكَمْ مِنْ ثَناء جَميل لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ، اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلائي وَاَفْرَطَ بي سُوءُ حالي، وَقَصُرَتْ (قَصَّرَتْ) بي اَعْمالي وَقَعَدَتْ بي اَغْلالى، وَحَبَسَني عَنْ نَفْعي بُعْدُ اَمَلي (آمالي)، وَخَدَعَتْنِي الدُّنْيا بِغُرُورِها، وَنَفْسي بِجِنايَتِها (بِخِيانَتِها) وَمِطالي يا سَيِّدي فَأَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ اَنْ لا يَحْجُبَ عَنْكَ دُعائي سُوءُ عَمَلي وَفِعالي، وَلا تَفْضَحْني بِخَفِي مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرّى، وَلا تُعاجِلْني بِالْعُقُوبَةِ عَلى ما عَمِلْتُهُ في خَلَواتي مِنْ سُوءِ فِعْلي وَإساءَتي وَدَوامِ تَفْريطي وَجَهالَتي وَكَثْرَةِ شَهَواتي وَغَفْلَتي، وَكُنِ اللّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لي في كُلِّ الاَْحْوالِ (فِي الاَْحْوالِ كُلِّها) رَؤوفاً وَعَلَي في جَميعِ الاُْمُورِ عَطُوفاً اِلـهي وَرَبّي مَنْ لي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرّي وَالنَّظَرَ في اَمْري، اِلهي وَمَوْلاي اَجْرَيْتَ عَلَي حُكْماً اِتَّبَعْتُ فيهِ هَوى نَفْسي وَلَمْ اَحْتَرِسْ فيهِ مِنْ تَزْيينِ عَدُوّي، فَغَرَّني بِما اَهْوى وَاَسْعَدَهُ عَلى ذلِكَ الْقَضاءُ فَتَجاوَزْتُ بِما جَرى عَلَي مِنْ ذلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ، وَخالَفْتُ بَعْضَ اَوامِرِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ (اَلْحُجَّةُ) عَلي في جَميعِ ذلِكَ وَلا حُجَّةَ لي فيما جَرى عَلَيَّ فيهِ قَضاؤُكَ وَاَلْزَمَني حُكْمُكَ وَبَلاؤُكَ، وَقَدْ اَتَيْتُكَ يا اِلـهي بَعْدَ تَقْصيري وَاِسْرافي عَلى نَفْسي مُعْتَذِراً نادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقيلاً مُسْتَغْفِراً مُنيباً مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً لا اَجِدُ مَفَرّاً مِمّا كانَ مِنّي وَلا مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ اِلَيْهِ في اَمْري غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْري وَاِدْخالِكَ اِيّايَ في سَعَة (مِنْ) رَحْمَتِكَ اَللّـهُمَّ (اِلـهي) فَاقْبَلْ عُذْري وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرّي وَفُكَّني مِنْ شَدِّ وَثاقي، يا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَني وَرِقَّةَ جِلْدي وَدِقَّةَ عَظْمي، يا مَنْ بَدَأَ خَلْقي وَذِكْري وَتَرْبِيَتي وَبِرّى وَتَغْذِيَتي هَبْني لاِبـْتِداءِ كَرَمِكَ وَسالِفِ بِرِّكَ بي يا اِلـهي وَسَيِّدي وَرَبّي، اَتُراكَ مُعَذِّبي بِنارِكَ بَعْدَ تَوْحيدِكَ وَبَعْدَ مَا انْطَوى عَلَيْهِ قَلْبي مِنْ مَعْرِفَتِكَ وَلَهِجَ بِهِ لِساني مِنْ ذِكْرِكَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَميري مِنْ حُبِّكَ، وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافي وَدُعائي خاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ، هَيْهاتَ اَنْتَ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ اَوْ تُبْعِدَ (تُبَعِّدَ) مَنْ اَدْنَيْتَهُ اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ اوَيْتَهُ اَوْ تُسَلِّمَ اِلَى الْبَلاءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَرَحِمْتَهُ، وَلَيْتَ شِعْرى يا سَيِّدي وَاِلـهي وَمَوْلايَ اَتُسَلِّطُ النّارَ عَلى وُجُوه خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً، وَعَلى اَلْسُن نَطَقَتْ بِتَوْحيدِكَ صادِقَةً، وَبِشُكْرِكَ مادِحَةً، وَعَلى قُلُوب اعْتَرَفَتْ بِاِلهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً، وَعَلى ضَمائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتّى صارَتْ خاشِعَةً، وَعَلى جَوارِحَ سَعَتْ اِلى اَوْطانِ تَعَبُّدِكَ طائِعَةً وَاَشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَةً، ما هكَذَا الظَّنُّ بِكَ وَلا اُخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يا كَريمُ يا رَبِّ وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفي عَنْ قَليل مِنْ بَلاءِ الدُّنْيا وَعُقُوباتِها وَما يَجْري فيها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى اَهْلِها، عَلى اَنَّ ذلِكَ بَلاءٌ وَمَكْرُوهٌ قَليلٌ مَكْثُهُ، يَسيرٌ بَقاؤُهُ، قَصيرٌ مُدَّتُهُ فَكَيْفَ احْتِمالي لِبَلاءِ الاْخِرَةِ وَجَليلِ (حُلُولِ) وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها وَهُوَ بَلاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَيَدُومُ مَقامُهُ وَلا يُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ لاَِنَّهُ لا يَكُونُ إلاّ عَنْ غَضَبِكَ وَاْنتِقامِكَ وَسَخَطِكَ، وَهذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمـاواتُ وَالاَْرْضُ يا سَيِّدِي فَكَيْفَ لي (بي) وَاَنَا عَبْدُكَ الضَّعيـفُ الـذَّليـلُ الْحَقيـرُ الْمِسْكيـنُ الْمُسْتَكينُ، يا اِلهي وَرَبّي وَسَيِّدِي وَمَوْلايَ لاَِيِّ الاُْمُورِ اِلَيْكَ اَشْكُو وَلِما مِنْها اَضِجُّ وَاَبْكي لاَِليمِ الْعَذابِ وَشِدَّتِهِ، اَمْ لِطُولِ الْبَلاءِ وَمُدَّتِهِ، فَلَئِنْ صَيَّرْتَنى لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدائِكَ وَجَمَعْتَ بَيْني وَبَيْنَ اَهْلِ بَلائِكَ وَفَرَّقْتَ بَيْني وَبَيْنَ اَحِبّائِكَ وَاَوْليائِكَ، فَهَبْني يا اِلـهى وَسَيِّدِي وَمَوْلايَ وَرَبّي صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِكَ، وَهَبْني (يا اِلـهي) صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى كَرامَتِكَ اَمْ كَيْفَ اَسْكُنُ فِي النّارِ وَرَجائي عَفْوُكَ فَبِعِزَّتِكَ يا سَيِّدى وَمَوْلايَ اُقْسِمُ صادِقاً لَئِنْ تَرَكْتَني ناطِقاً لاَِضِجَّنَّ اِلَيْكَ بَيْنَ اَهْلِها ضَجيجَ الاْمِلينَ (الاْلِمينَ) وَلاََصْرُخَنَّ اِلَيْكَ صُراخَ الْمَسْتَصْرِخينَ، وَلاََبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكاءَ الْفاقِدينَ، وَلاَُنادِيَنَّكَ اَيْنَ كُنْتَ يا وَلِيَّ الْمُؤْمِنينَ، يا غايَةَ آمالِ الْعارِفينَ، يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ، يا حَبيبَ قُلُوبِ الصّادِقينَ، وَيا اِلهَ الْعالَمينَ، اَفَتُراكَ سُبْحانَكَ يا اِلهى وَبِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فيها صَوْتَ عَبْد مُسْلِم سُجِنَ (يُسْجَنُ) فيها بِمُخالَفَتِهِ، وَذاقَ طَعْمَ عَذابِها بِمَعْصِيَتِهِ وَحُبِسَ بَيْنَ اَطْباقِها بِجُرْمِهِ وَجَريرَتِهِ وَهُوَ يَضِجُّ اِلَيْكَ ضَجيجَ مُؤَمِّل لِرَحْمَتِكَ، وَيُناديكَ بِلِسانِ اَهْلِ تَوْحيدِكَ، وَيَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ، يا مَوْلايَ فَكَيْفَ يَبْقى فِي الْعَذابِ وَهُوَ يَرْجُو ما سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ، اَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النّارُ وَهُوَ يَأْملُ فَضْلَكَ وَرَحْمَتَكَ اَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهيبُها وَاَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَتَرى مَكانَه اَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفيرُها وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ، اَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ اَطْباقِها وَاَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ، اَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِيَتُها وَهُوَ يُناديكَ يا رَبَّهُ، اَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ في عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُكُهُ فيها هَيْهاتَ ما ذلِكَ الظَّنُ بِكَ وَلاَ الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ وَلا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدينَ مِنْ بِرِّكَ وَاِحْسانِكَ، فَبِالْيَقينِ اَقْطَعُ لَوْ لا ما حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذيبِ جاحِديكَ، وَقَضَيْتَ بِهِ مِنْ اِخْلادِ مُعانِدِيكَ لَجَعَلْتَ النّارَ كُلَّها بَرْداً وَسَلاماً وَما كانَت لاَِحَد فيها مَقَرّاً وَلا مُقاماً لكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ اَسْماؤُكَ اَقْسَمْتَ اَنْ تَمْلاََها مِنَ الْكافِرينَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ اَجْمَعينَ، وَاَنْ تُخَلِّدَ فيهَا الْمُعانِدينَ وَاَنْتَ جَلَّ ثَناؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِالاًِنْعامِ مُتَكَرِّماً اَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ، اِلهى وَسَيِّدى فَأَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتى قَدَّرْتَها، وَبِالْقَضِيَّةِ الَّتي حَتَمْتَها وَحَكَمْتَها وَغَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ اَجْرَيْتَها اَنْ تَهَبَ لى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ وَفي هذِهِ السّاعَةِ كُلَّ جُرْم اَجْرَمْتُهُ، وَكُلَّ ذَنْب اَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ قَبِيح اَسْرَرْتُهُ، وَكُلَّ جَهْل عَمِلْتُهُ، كَتَمْتُهُ اَوْ اَعْلَنْتُهُ اَخْفَيْتُهُ اَوْ اَظْهَرْتُهُ، وَكُلَّ سَيِّئَة اَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا الْكِرامَ الْكاتِبينَ الَّذينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما يَكُونُ مِنّي وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَيَّ مَعَ جَوارِحي، وَكُنْتَ اَنْتَ الرَّقيبَ عَلَيَّ مِنْ وَرائِهِمْ، وَالشّاهِدَ لِما خَفِيَ عَنْهُمْ، وَبِرَحْمَتِكَ اَخْفَيْتَهُ، وَبِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ، وَاَنْ تُوَفِّرَ حَظّي مِنْ كُلِّ خَيْر اَنْزَلْتَهُ (تُنَزِّلُهُ) اَوْ اِحْسان فَضَّلْتَهُ اَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ (تَنْشُرُهُ) اَوْ رِزْق بَسَطْتَهُ (تَبْسُطُهُ) اَوْ ذَنْب تَغْفِرُهُ اَوْ خَطَأ تَسْتُرُهُ، يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ يا اِلهي وَسَيِّدي وَمَوْلايَ وَمالِكَ رِقّى، يا مَنْ بِيَدِهِ ناصِيَتى يا عَليماً بِضُرّى (بِفَقْرى) وَمَسْكَنَتى، يا خَبيراً بِفَقْرى وَفاقَتى يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَقُدْسِكَ وَاَعْظَمِ صِفاتِكَ وَاَسْمائِكَ اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتي مِنَ (فِي) اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً، وَبِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً، وَاَعْمالى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً حَتّى تَكُونَ اَعْمالي وَاَوْرادى (وَاِرادَتي) كُلُّها وِرْداً واحِداً وَحالى فى خِدْمَتِكَ سَرْمَداً، يا سَيِّدي يا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلي يا مَنْ اِلَيْهِ شَكَوْتُ اَحْوالي يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ، قَوِّ عَلى خِدْمَتِكَ جَوارِحى وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزيمَةِ جَوانِحي وَهَبْ لِيَ الْجِدَّ في خَشْيَتِكَ، وَالدَّوامَ فِي الاِْتِّصالِ بِخِدْمَتِكَ، حَتّى اَسْرَحَ اِلَيْكَ في مَيادينِ السّابِقينَ وَاُسْرِعَ اِلَيْكَ فِي الْبارِزينَ (الْمُبادِرينَ) وَاَشْتاقَ اِلى قُرْبِكَ فِي الْمُشْتاقينَ وَاَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الُْمخْلِصينَ، وَاَخافَكَ مَخافَةَ الْمُوقِنينَ، وَاَجْتَمِعَ فى جِوارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنينَ، اَللّهُمَّ وَمَنْ اَرادَني بِسُوء فَاَرِدْهُ وَمَنْ كادَني فَكِدْهُ، وَاجْعَلْني مِنْ اَحْسَنِ عَبيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ، وَاَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ، وَاَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ، فَاِنَّهُ لا يُنالُ ذلِكَ إلاّ بِفَضْلِكَ، وَجُدْ لي بِجُودِكَ وَاعْطِفْ عَلَيَّ بِمَجْدِكَ وَاحْفَظْني بِرَحْمَتِكَ، وَاجْعَلْ لِسانى بِذِكْرِكَ لَهِجَاً وَقَلْبي بِحُبِّكَ مُتَيَّماً وَمُنَّ عَلَيَّ بِحُسْنِ اِجابَتِكَ، وَاَقِلْني عَثْرَتي وَاغْفِرْ زَلَّتي، فَاِنَّكَ قَضَيْتَ عَلى عِبادِكَ بِعِبادَتِكَ، وَاَمَرْتَهُمْ بِدُعائِكَ، وَضَمِنْتَ لَهُمُ الاِْجابَةَ، فَاِلَيْكَ يا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهي وَاِلَيْكَ يا رَبِّ مَدَدْتُ يَدي، فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لي دُعائي وَبَلِّغْني مُنايَ وَلا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجائي، وَاكْفِني شَرَّ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَعْدائي، يا سَريعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا يَمْلِكُ إلاّ الدُّعاءَ فَاِنَّكَ فَعّالٌ لِما تَشاءُ، يا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَذِكْرُهُ شِفاءٌ وَطاعَتُهُ غِنىً، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ وَسِلاحُهُ الْبُكاءُ، يا سابِـغَ النِّعَمِ، يا دافِعَ النِّقَمِ، يا نُورَ الْمُسْتَوْحِشينَ فِي الظُّلَمِ، يا عالِماً لا يُعَلَّمُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَافْعَلْ بي ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَصَلَّى اللهُ عَلى رَسُولِهِ وَالاَْئِمَّةِ الْمَيامينَ مِنْ آلِهِ (اَهْلِهِ) وَسَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً .
التماس دعا


 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 11:2  توسط 14  | 

ویژه نامه خانم فاطمه زهرا (س)

بنام خدا

مقدمه

اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت              اي كاش مدينه در و ديوار نداشت

فرياد دل محسن زهرا (ع) اينست                       اي كاش در سوخته مسمار نداشت

از امام صادق(ع) پرسيدند: چرا حضرت فاطمه (س) « زهرا » ناميده شد؟ فرمود:

«لانها کانت اذا قامت في محرابها زهر نورها لاهل السماء کماء يزهر نور الکوکاب لاهل الارض»

زيرا هنگامي که حضرت فاطمه زهرا (س) در محراب عبادتش قرار مي گرفت نور جمالش بر اهل آسمانها مي درخشيد آن چنانکه  نور ستارگان بر اهل زمين مي درخشيد.

معاني الاخبار:64

ولادت تا شهادت

ولادت

سال چهارم بعثت بود که خداوند اراده فرمود به پیامبر گرامی‏اش هدیه‏ای بهشتی و تحفه‏ای گرانبها عطا فرماید؛ فاطمه علیهاسلام در بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت، در سرزمین توحید، مکه معظمه ، متولد شد و دنیا را به نور وجود خود منوّر ساخت . پیامبر اکرم بارها در سخنانش مقام و موقعیت والای فاطمه را برای مسلمان‏ها بیان می‏کرد و می‏فرمود: « فاطمه سبب خلقت افلاک است و ملائکه الهی در خدمت او هستند. او را اذیت نکنید که اذیت او اذیت من است . فاطمه‌ی من، اهل بهشت است و در قیامت  شیعیانش را  شفاعت می کند.

فضایل   

اسم آن خانم، فاطمه است و براى آن بزرگوار هشت لقب ذكر كرده‏اند: صديقه، راضيه، مرضيه، زهرا، بتول، عذرا، مباركه و طاهره. از بعضى روايات استفاده مى‏شود كه زكيه و محدثه از القاب آن خانم است و كنيه او ام ابيها است.

انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر

همانا كوثر را بر تو ارزانى داشتيم، پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن، به درستى كه بدخواه تو دنباله بريده است   . اگر حضرت زهرا (س) نبود اثری از آدم و اولاد آدم نبود. نام گذاری زهرا (س) از طرف خداوند متعال می باشد    حضرت صدیقه زهرا سلام الله علیها نیز _ همانند امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش (ع) - در هنگام ولادت لب به شهادتین گشوده است و این خود از شئون مخصوص صاحبان ولایت است.

بزرگترین مقام شفاعت را در روز قیامت ، حضرت صدیقه زهرا سلام الله علیها _ همسان با پیامبر اکرم (ص) و امیر المؤمنین (ع) _ حائز می باشد ، بلکه می توان گفت آن حضرت را در این رتبه و مقام امتیازی است مخصوص بخود و بی نظیر.    فضایل و مناقب فاطمه (س) بیرون از حد شمارش است. او در هر زمینه از امور زندگی بر تمام زنان عالم پیش‏قدم بود و گوی سبقت را درایمان و عبادت و زهد و حجاب و. . . ،از همگان ربود و در شوهرداری و ایثار و انفاق و مروت و عدالت و. . . سر آمد همه گشت تا در ردیف کامل ترین زنان عالم جای گرفت و به « سیده النساء » ملقب گردید و از دست مبارکش معجزات زیادی جاری و از سرچشمه علم اولین و آخرین سیراب گشت.

حجاب فاطمه (س)

پيامبـر اكـرم (ع) همـراه بـا مرد نابينايى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را كاملا پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ايـن كه او تـو را نمى بيند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پيامبر اگر او مرا نمـى بيند, مـن كه او را مى بينـم و او بوى مرا حس مى كند پيامبر اكرم فرمود: گواهى مى دهـم كه تو پاره دل منى .   پيامبـر اكـرم(ص) (دربـاره مشاهـدات خـود از عذاب دوزخيان در شـب مـعراج) فرمود: دخترم اما زنى كه به مويش آويخته شده بود كسى بـود كــه مويـش را از مردان نمـى پـوشانيد, و آن كه با زبانـش آويزان بود, زنى بـود كه شـوهرش را آزار مى داد... و آن كه سرش سر خوك و بدنش بدن الاغ بود, زنى بود كه سخـن چين و دروغگو بود, و آن كه صـورتـش به شكل سگ بود, زنى بـود كه آواز مى خـواند ونوحه سرايى مى كرد و حسد مى ورزيد.

ازدوج  

  حضرت زهرا (س) وقتی به سن بلوغ رسید به‏قدری در کسب معارف الهی پیش رفته بود که چشم بزرگان عرب به او دوخته شده بود و خواستگاران فراوانی داشت که با پیشنهاد مهریه‌های سنگین ،افتخار همسری با او را خواستار بودند. اما رسول خدا در جواب آنها می‏فرمود :« ازدواج دخترم فاطمه به امر خدا است.»     سرانجام حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه‌السلام، یگانه شخصیتی که صلاحیت همسری و هم‌شانی با فاطمه علیهاسلام را داشت، به خواستگاری او آمد. رسول خدا هم به اذن خداوند، و رضایت فاطمه با ازدواج آنها موافقت فرمود.

فرزندان حضرت زهرا (س) و احترام آنان

فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین دو همسری بودند که هیچگاه در زندگی خود به تجمل و دنیاپرستی نیندیشیدند خداوند به آنها دو پسر به نام حسن و حسین و دو دختر به نام زینب و ام کلثوم عنایت فرمود.

خداوند احترام و محبت اهل‏بيت پيامبر (ص) را واجب ساخته و مردم را به مراعات آن مكلف نموده است. و شكى نيست كه فرزندان فاطمه، فرزندان پيامبر و اهل‏بيت او محسوب مى‏گردند.

لذا پيامبر گرامى اسلام در مورد احترام اين عزيزان مى‏فرمايند:

من در پيشگاه خدا به چهار دسته شفاعت خواهم كرد:

1- به كسانى كه فرزندانم را به هر نحوى كمك كنند. 2- به اشخاصى كه در مقام نياز به كمك مالى آنان بشتابند. 3- افرادى كه با دل و زبان فرزندانم را دوست بدارند. 4- مردانى كه در رفع حاجت آنان تلاش نمايند

در معرفت فاطمه (س)

بهترین ترازویی كه برای سنجش فضایل اخلاقی زن و درخشان‏ترین آیینه‏ای كه برای تصویر سیمای زن و چهره معنوی و شخصیت انسانی او فرا روی زن امروز مسلمان و زن امروز ایران و زن امروز جهان قرار دارد، زندگی حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر اكرم(ص) و همسر حضرت علی بن ابیطالب(ع) و مادر امام حسن و امام حسین سرور شهیدان جهان است.

پس كسی كه با تو به جنگ برخيزد، پس از آنكه برای تو علم حاصل شد(مطمئن شدي)، بگو كه بیائید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را فراخوانیم و سپس مباهله كرده، لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.  سوره آل عمران آیه ۶۱.

همه اهل قبله حتی خوارج اجماع كرده‏اند كه پیامبر(ص) از میان زنان جز دخترش فاطمه(س) را برای مباهله دعوت ننمود.

سوره مباركه انسان در شأن حضرت زهراء(س) نازل شده و آیتی است بر عظمت وجود آن حضرت.

شكی نیست كه مادر بزرگوار پیامبر(ص) در یك نگاه ظاهری جناب آمنه بوده است، پس اینكه حضرت رسول(ص) فاطمه(س( را مادر خویش می‏خواند سرّش در یك واقعیّت معنوی است، زیرا پیامبر با چنین تعبیری به این نكته اشاره می‏فرماید:

همانگونه كه فرزند در وجودش مدیون و مرهون مادر است، استقرار و پایگیری و ادامه نبوّت من، دین من و حیات اسلام مرهون وجود فاطمه(س) است، اگر مادر نباشد فرزندی نیست، اگر فاطمه(س) نمی‏بود دینی نبود، اسلامی نبود و قرآنی نبود، لذا در حدیث شریف قدسی نقل شده است كه، خداوند متعال خطاب به پیامبر اكرم(ص) فرموده است:

اگر به بركت وجود تو ای پیامبر نبود، آسمان‏ها را نمی‏آفریدم و اگر علی(ع) نبود تو را نمی‏آفریدم و اگر فاطمه نبود، پیغمبر و علی را نمی‏آفریدم.

ارزش فاطمه(س) را پیغمبر(ص) می‏داند كه فرمود: «فاطمه جان! كسی كه بر تو درود بفرستد، خدای تعالی او را می‏آمرزد و در بهشت در جایگاهی كه هستم به من ملحقش می‏كند .

عبادت

آن‌ حضرت‌، شيفتة‌ عبادت‌ و نيايش‌ به‌ درگاه‌ الهي‌ بود. آن‌ قدر در پيشگاه‌ خدا به‌ عبادت‌ مي‌ايستاد كه‌ قدمهايش‌ ورم‌ مي‌كرد .

در نمازهايش‌ از خوف‌ خدا مي‌گريست‌ .  حضرت موسى بن‏جعفر از پدرانش نقل مى‏كند: هرگاه حضرت فاطمه(س) دعا مى‏كرد براى زنان و مردان مؤمن دعا مى‏كرد و براى خود دعا نمى‏كرد، به او گفته شد: چرا شما براى مردم دعا مى‏كنيد اما براى خودتان دعا نمى‏كنيد؟ فرمود: اول همسايه آنگاه خانه..

فاطمه در محراب عبادت مى ايستاد هفتاد هزار فرشته مقرب بر او سلام و درود ميفرستادند. فاطمه به خاطر ولايت شهيد شد - فاطمه غذاى حسنين را به فقرا ميداد.

در آن هنگام که فاطمه(س( از سختى كارهاى خانه در زحمت‏بود. امير مؤمنان(ع) آنگاه كه چنين ديد به فاطمه توصيه كرد، نزد پدر برود و خدمتكارى درخواست كند تا در امور منزل يار و همكارش باشد.

وقتى پيامبر(ص) از خواسته آنان آگاهى يافت، فرمود: «اى فاطمه چيزى به تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنيا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است; بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. اين كار برايت از چيزى كه مى‏خواهى و از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است‏».

اخلاق و رفتار

حضرت‌ زهرا (س‌) هم‌ در سخن‌ ،معلم‌ حجاب‌ بود و هم‌ در رفتار اسوة‌ عفاف‌. عقيده‌ داشت‌ بهترين‌ چيز براي‌ زن‌، آن‌ است‌ كه‌ نه‌ مردان‌ نامحرم‌ او را ببينند و نه‌ او مردانِ نامحرم‌ را.

حضرت‌ زهرا (س‌) ،ساده‌ زندگي‌ مي‌كرد. از تجمل‌ در زندگي‌ پرهيز داشت‌ و سختيهاي‌ دنيا را تحمل‌ مي‌كرد تا به‌ شيريني‌هاي‌ آخرت‌ برسد. وسايل‌ زندگي‌ او ساده‌ و مهريه‌اش‌ اندك‌ بود .

حضرت‌ فاطمه‌ (س‌) در صحنه‌هاي‌ اجتماعيِ دفاع‌ از دين‌ و پيشوا ،حاضر بود .از جمله‌ در جنگ‌ احد شركت‌ داشت‌ و به‌ امدادگري‌ و مداواي‌ زخمهاي‌ رسول‌ خدا (ص‌) مشغول‌ بود .

آيين‌ خانه‌ داري‌ و همسرداري‌ را به‌ خوبي‌ مراعات‌ مي‌كرد و در زندگي‌، واقعاً شريك‌ همسرش‌ علي‌ (ع‌) بود .گاهي‌ در خانه‌ غذايي‌ نبود و كودكان‌ گرسنه‌ بودند، اما فاطمه‌ (س‌) چيزي‌ به‌ حضرت‌ علي‌ (ع‌) نمي‌گفت‌ و چيزي‌ از او درخواست‌ نمي‌كرد .بيم‌ داشت‌ كه‌ همسرش‌ نتواند خواستة‌ او را برآورده‌ و تأمين‌ كند و شرمنده‌ شود!

كارها ميان‌ علي‌ (ع‌) و فاطمه‌ (س‌) تقسيم‌ شده‌ بود. آوردن‌ آب‌ و تهية‌ هيزم‌ و كارهاي‌ خارج‌ از خانه‌ بر عهدة‌ علي‌ (عليه‌ السلام‌) بود و درست‌ كردن‌ آرد و خمير و نان‌ پختن‌ و كارهاي‌ داخل‌ خانه‌ با فاطمه‌ (س‌) بود. حضرت‌ زهرا (س‌) از اين‌ گونه‌ تقسيم‌ كار بسيار خرسند بود .

پيش‌ از وفات‌، به‌ «اسماء» وصيتي‌ كرد كه‌ پس‌ از مرگ‌، بدن‌ مرا داخل‌ تابوتي‌ بگذارند، تا حجم‌ بدن‌ ديده‌ نشود. اين‌ شيوه‌ تا آن‌ زمان‌ مرسوم‌ نبود. اين‌ وصيت‌، درسي‌ از عفاف‌ و حيا بود كه‌ بانوان‌ بايد در برابر ديدگان‌ نامحرمان‌، آن‌ را مورد توجه‌ خود قرار دهند .

فدك

فدک کجاست؟

«فدك روستايى است كه فاصله آن تا مدينه دو روز و بنا بر قولى سه روز است.در آن چشمه‏اى جوشان و درختان نخل فراوانى است. خداوند در سال هفتم هجرت اين زمين را از راه انعقاد صلح به غنيمت‏به رسول خدا (ص) داد. و سرزمينى است كه از راه صلح فتح شده است.

مشخصات فدك و نخل هاي آن

فدك به لحاظ امكانات كشاورزي، سرزميني بود پر محصول و رطب آن شهرت بسيار داشت. وموقعيت اقتصادي منحصربه فردي درمنطقه به حساب مي آمد از اينجا مي توان علّت واگذاري اين سرزمين پرحاصل به فاطمه زهرا(عليها السلام) از طرف پيامبر گرامي(ص) و به امر پروردگار متعال در آيه { وَآتِ ذَا الْقُرْبي حَقَّه} را استنباط كرد.

واگذاري فدك به فاطمه عليها السلام

واگذاري فدك به فاطمه(س) چنانكه در روايات بي شماري از طريق خاصّه و عامّه آمده است، رسول خدا(ص)در زمان حيات خود فدك را به فاطمه زهرا(س) واگذار كردند و اين سه سال قبل از رحلت پيامبر بود; يعني همان ايامي كه فدك به تصرف آن حضرت درآمد.

فدك خالصه پيامبر گرامي بوده ودر زمان حيات خود به امر خداوند آن رابه فاطمه زهرا (س) داده است. اين اقدام پيامبر(ص) بر اساس مصلحت دين و مسلمين و آينده خلافت اسلام بوده; زيرا اوّلا: هرگاه فدك در دست زهرا و علي(ع)بود، آن را جز براي دين و مسلمين و مصالح جامعه اسلامي نمي خواستند و همان راه و روش پيامبر را مي پيمودند. ثانياً: خلافت آينده اسلام كه مي بايست در دودمان اهل بيت استمرار مي يافت، به بنيه مالي و پشتوانه اقتصادي نياز داشت و فدك به عنوان يك منبع درآمد، بخشي از اين بودجه را تأمين مي كرد.

درسوگ پدر

افسوس و صد افسوس که این دوران، بسیار کوتاه بود و بیش از 9 سال طول نکشید که دست پر مهر رسول خدا از سر آنها برداشته شد و سایه پربرکتش از این جهان رخت بر بست. فاطمه زهرا (س) در سوگ پدر بزرگوارش بسیار اندوهگین بود و شب و روز به یاد پدر می‏گریست .

گرفتن منبع مالى از اهل‏بيت علیهم السلام

حضرت خديجه (ع) درس خوبى از خود به يادگار گذاشته بود كه درخت نو پاى اسلام را با ثروت انبوه خود پروريد و از ضربه‏هاى بى‏امان دشمن نجات داد تا جايى كه خود پيامبر (ص)به اين مطلب تصريح فرمود: «اسلام به شمشير على عليه‏السلام و اموال خديجه پا گرفت».

اكنون نوبت فاطمه (س) بود كه با ثروتى كه در اختيار داشت درخت نوپاى ولايت را از ضربه‏هاى سهمگين دشمن نجات دهد. با توجه به فقر شديد مردم در اول اسلام و اينكه فدك ثروتى نسبتاً مهم بحساب مى‏آمد، غاصبين وحشت شديدى از اين اموال داشتند كه هم تقسيم آن بين فقرا توسط فاطمه (س) اثرات نامطلوبى بر كار آنان مى‏گذاشت و هم مى‏ترسيدند

اميرالمؤمنين عليه‏السلام آنرا در راه هدف خود صرف كند و بر عليه آنان اقداماتى نمايد. لذا خود ابوبكر به اين مطلب تصريح كرده كه ما با گرفتن بنيه‏ى مالى از خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از اين جهات خيال خود را آسوده مى‏كنيم.

كسب قدرت مالى جهت اقدام بر عليه اهل‏البيت

از آنجا كه منبع مالى حكومت غاصب قوى نبود و از سوى ديگر جنگهايى تحت عنوان مرتدين مطرح شده بود، نياز به يك درآمد كلان بخوبى احساس مى‏شد و فدك در اين جهت يك منبع استثنايى بود. و به همان اندازه كه گرفتن آن از اهل‏بيت عليهم‏السلام مهم است، بدست آوردن آن براى حكومت خود از آن مهمتر است. لذا مي توان گفت انگيزه و هدف خانم فاطمه زهرا (س) ازاحياي فدك ، مانع شدن از رسيدن غاصبين به اهداف شومشان بود . 

ابوبكر و مصادره فدك

ابوبكر و مصادره فدك پس از تصاحب خلافت، نخستين اقدام خليفه اين بود كه فدك را از تصرّف زهرا(س) خارج كند. از اين رو دستور داد وكيل آن حضرت را از فدك اخراج كردند و آن را به بيت المال ملحق نمودند. هر چند اين اقدام عجولانه و تصرّف غاصبانه هيچگونه مستند شرعي و قانوني نداشت بلكه يك اقدام صرفاً سياسي و در راستاي تثبيت حكومت بود. ابوبكر در پاسخ حضرت زهرا، كه به اقدام وي اعتراض نمود، چنين گفت: «إنّ رسول الله قال: لا نورث ما تركناه صدقة» ; «ما ارث نمي گذاريم، هر چه از ما بماند صدقه است.»

دفاع حضرت و شكايت به جمع عمومي

حضرت زهراسلام الله علیها چادر بر سر افكند و با جمعي از زنان بني هاشم راهي مسجد گرديد و اين در حالي بود كه ابوبكر در جمع مهاجر و انصار حضور داشت آغاز سخن نمود و خطبه غرّايي ايراد فرمود . و در فرازي از آن خطابه تاريخي مسأله ميراث خود را از رسول خدا عنوان كرد و محروميّت از ارث پدر را حكم جاهليّت خواند و مردم را مورد نكوهش قرار داد كه چرا در برابر اين جريان سكوت كرده اند؟! گفت: «هيهات، مسلمانان! اي پسر ابي قحافه چرا من از ارث پدر محروم شوم؟ آيا خداوند گفته تو از پدرت ارث ببري و من از پدرم ارث نبرم؟! دفاعيّه زهرا(س) هر چند در آن لحظه ها در بازگرداندن حق او بي اثر ماند و ابوبكر همچنان در تصرف فدك پاي فشرد امّا در وجدان ها و بستر تاريخ اسلام تأثير عميق برجاي نهاد.

بخشى از خطبه حضرت فاطمه زهرا (س)

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود: خـداونـد ايمـان را بـراى تطهيـر شمـا از شـرك قـرار داد, نماز را براى پاك شدن شما از تكبر, و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان, و روزه را براى تثبيت اخلاص, و حج را براى قوت بخشيدن دين، و اطاعت ما را براى نظم يافتن ملت،و صبر را براى كمك در استحقاق مزد، و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى، و نيكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم، و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن، و به انـدازه دادن تـرازو و پيمـانه را بـراى تغييـر خـوى كـم فـروشـى،و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكيزگـى از پليـدى، و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـانــدن از لعنت،بنابـرايـن از خـدا آن گـونه كه شايسته است بتـرسيد و نميريد، مگر آن كه مسلمان باشيدو خـدارا درآنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنيد، زيرا كه ((از بندگانـش ، فقط آگاهان،از خـدا مـى ترسند.))( سـوره فاطر آيه28) .

آتش زدن در خانه فاطمه (س)

ابوبکرنسبت به عمر ملایم تر و ملاحضه کار تر بود و عمر تند رو و خشن تر و ستمکار تر بود عمر به ابوبکر گفت برای بیعت گرفتن از علی (ع) قنفذ را بفرست او مردی تند و خشن است ...  از این رو ابوبکر قنفذ را به همراه گروهی دنبال علی (ع) فرستاد ،آنها آمدند در خانه علی (ع) واجازه خواستند ، خانم فاطمه زهرا (س) اجازه ندادن ، آنها برگشتند و عمر را آوردن .    عمر دستور داد هیزم بیاورند آنگاه عمر فریاد زد و گفت : به خدا سوگند ، ای علی ! از خانه خارج شو و با خلیفه پیامبر بیعت کن والّا خاندانت را به آتش می کشم . در این هنگام فاطمه (س) فرمود : ای عمر! از خدا نمی ترسی که به خانه من داخل می شوی ؟ ولی عمر ابا نکرد  و آتش خواست و در خانه را به آتش کشید ، و سپس با فشار داخل خانه شد واین در حالی بود که که حضرت فاطمه (س) در مقابلش قرار داشت و فریاد می زد << یا ابتاه یا رسول الله >> ای پدر جان ! ای رسول خدا ، در این هنگام عمر شمشیرش را بلند کرد و به پهلوی آن حضرت زد آن حضرت ناله زد و گفت << یا ابتاه >> پس عمر تازیانه را بلند نمود و بر بازوی آن حضرت زد

دفاع امیرالمومنین (ع)    

در این هنگام علی (ع) برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمینش کوبید و ضربه ای بر بینی و گردن او زد در این هنگام عمر کسی را فرستاد و درخواست  کمک کرد ، پس مردم آمدند  و داخل خانه شدند و با شمشیر به طرف حضرت حمله بردند و رسمانی به گردن مبارکش انداختند !   در این هنگام حضرت فطمه (س) بین امیرالمومنین (ع) و مهاجمان حائل شد ، پس قنفذ ملعون با تازیانه ، فاطمه (س) را آنچنان زد که تا هنگام وفات اثر تازیانه های او همچون دست بندی بر بازوی آن حضرت باقی مانده بود .    

جسارت های قنفذ ؟!  

قنفذ که لعنت خدا بر او باد فاطمه (س) را آن هنگام که بین او و شوهرش حائل شده بود  با تازیانه زد زیرا عمر به او پیغام فرستاده بود که اگر فاطمه بین تو و علی مانع شد ، او را بزن پس قنفذ فاطمه (س) را به چارچوب در کشید و در را چنان فشار داد که استخوان پهلوی مبارکش شکست و فرزند داخل رحمش سقط شد . از این روز آن حضرت پیوسته در بستر افتاد تا بر اثر آن ضربات و جراحات به شهادت رسید

در آستانه شهادت

فاطمه ( س) در روزهاى آخر زندگى، «اسماء بنت عميس‏» را فراخواند و فرمود: دوست ندارم بر پيكر زن پارچه‏اى بيفكنند و اندام وى زير آن نمايان باشد.   بيمارى فاطمه ( س) روز بروز سخت‏تر مى‏شد، فرزندان زهرا (س) بخاطر مادرشان بشدت نگران بودند و دل پاك على ( عليه السلام) از اندوه فاطمه سلام الله عليها در خون نشسته بود. فاطمه ( س) ضمن سفارش فرزندانش به على ( ع) فرمود: يا على! مرا شبانه غسل بده، كفن كن و به خاك بسپار، آن هنگام كه چشمها در خواب است. و این چنین به امیرالمؤمنین وصیت نمود

وصیت نامه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بنام خداوند بخشنده مهربان

این وصیت نامه دختر رسول خداست در حالى وصیت مى كند كه شهادت می دهد خدایى جز خداى یگانه نیست و محمد (ص) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت كه هیچ شكى در آن نیست فرا خواهد رسید و ذات الهى جمیع مردگان را از قبور برانگیزاند و زنده گرداند و همه را وارد محشر فرماید.

اى على من فاطمه دختر حضرت محمد هستم خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت براى تو باشم و تو از دیگران بر من سزاوارترى .على جان حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار و شب مرا دفن كن و هیچ كس را اطلاع نده. اینك با شما وداع می كنم وبرفرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم

شهادت و دفن

هنگامى كه وفات فاطمه (س) نزديك شد، به «سلمى‏»  فرمود تا مقدارى آب آورد. زهرا (س) غسل كرد و بخوبى بدن خود را شستشو داد، لباسهاى نوى خود را خواست و آنها را پوشيد; سپس از سلمى خواست تا رختخوابش را وسط حجره بگستراند آنگاه رو به قبله دراز كشيد; دستها را زير صورت نهاد و گفت من هم اكنون قبض روح خواهم شد. خود را پاكيزه كرده‏ام كسى مرا برهنه نكن  پس از وفات فاطمه ( س) حسن وحسين ( ع) وارد خانه شدند و سراغ مادرشان را گرفتند، گفتند اكنون هنگام استراحت مادر ما نيست ، اسماء  به آنان گفت عزيزانم مادرتان از دنيا رفت.  خبر درگذشت بانوی بانوان منتشر شد، و صدای شیون از خانه های مدینه برخاست، مردم هم جمع شدند و می گریستند و منتظر بودند جنازه را برای دفن بیرون بیاورند و در نماز شرکت کنند، اما ابوذر از خانه بیرون آمد و به مردم گفت: بروید، تشییع دختر پیامبر امشب به تأخیر افتاد، و مردم پراکنده شدند.   چون پاسی از شب گذشت و مردم به خواب رفتند علی (ع) همراه حسن و حسین(ع) و سلمان وابوذر ومقداد وعمّار و برخی از بنی هاشم وخواصّ به دفن پیکر نازنین زهرا(س) پرداخت، و شبانه او را دفن کرد و محل قبر را کاملاً مسطح نمود تا شناخته نشود، و تعدادی قبر دیگر نیز ترتیب داد وبر آنها آب پاشید تا مدفن واقعی زهرا(س)معلوم نگردد.

با تمام دل بر تو می گرییم که نماد بهی بودی و ودیعه ی رحمت خدا بر آدمیان؛ و چون ترا کشتند انسانیت بی مادر شد و خون هابیل از رگ حیات هر انسان در گستره ی تاریخ از نو جوشید و مظلومیت داغ، زخمی شد بر جبین زندگی مؤمنان، و حیات پژمرد و اوراق قرآن به تطاول طوفان پراکند، و علی (ع) تنها ماند ... و بشریت در گرداب فاجعه افتاد.

تاريخ و محل دفن

وفات زهرا علیها السلام بنابر مشهور هفتاد و پنج روز پس از وفات پیامبر(ص)، و در 13 جمادل الاولی سال یازدهم هجری است و در برخی روایات نود و پنج روز پس از پیامبر و در سوّم جمادی الثانی نیز ذکر شده، و در مورد محل دفن او برخی گفته اند در بقیع دفن شد، و برخی می گویند در خانه ی خود مدفون گردید، و تاکنون محل واقعی قبر آن گرامی معلوم نشده است، و همان طور که گفتیم امیرمؤمنان طبق وصیت زهرا(س) او را مخفیانه دفن کرد و قبرهای دیگری نیز ترتیب داد تا قبر او شناخته نشود، و اصولاً وصیت زهرا(س) برای اختفای مدفن و دفن شبانه ی او سند روشنی علیه غاصبان است، و این عمل بانوی بانوان بُعد دیگری از مبارزات او بود که موجب می شد توطئه گران نتوانند بر جنایاتی که پس از رحلت پیامبر(ص) مرتکب شدند پرده کشند؛ زیرا بدیهی است که اگر آنان افراد پرهیزکار و حق جوئی می بودند و خلیفه ی راستین پیامبر محسوب می شدند معنا نداشت که زهرا(س) بر آنان خشمگین باشد و آنان را از شرکت در تشییع و نماز و دفن خود محروم سازد، و اختفاء مدفن سیده بانوان پرچم پایدار و غیر قابل استتار اعتراض و خشم اوو سایر اهل بیت علیهم السلام نسبت به غاصبان است که برای اندیشمندان سراسر قرون حقایق جریانات پس از پیامبر(ص)  را برملا می سازد

قبر مطهر فاطمه علیهاسلام باید تا قیامت، تا قیام فرزند عزیزش حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه مخفی بماند تا سندی زنده بر مظلومیت آن بانو و گواهی بر ظلم و ستم آن ظالمان باشد.

 

کتاب الکترونیکی ویژه نامه خانم فاطمه زهرا (س) برای موبایل با حجم153.39 KB

کانون علمی فرهنگی هنری منتظران ظهور شهر زرین رود خدابنده

التماس دعا

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 10:40  توسط 14  |